ساعت رولکس

•…زندگی زیباست…•

۸ مهر ۱۳۹۵
یکی رفت و یکی موند و یکی از غصه هاش خوندو
یکی برد و یکی باخت و یکی با قسمتش ساختو
یکی رنجید ""یکی بخشید""
یکی از آبروش ترسید
یکی بد شد، یکی رد شد،
یکی پابند مقصد شد
تو اما باش،
"""خدا اینجاست…!!
تصاوير پيوست شده
  • نوع فایل: jpg
    رگگگگگگگگگگگگگگگگگ.jpg
    (۵۸٫۱ کیلو بایت)

 ۸ مهرماه؛ روز بزرگداشت مولوی

۸ مهر ۱۳۹۵

روز بزرگداشت مولویهشتم مهرماه در تقویم رسمی کشور به عنوان «روز بزرگداشت مولوی» ثبت شده است.

شرح زندگی مولوی
جلال الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی در ششم ربیع الاول سال ۶۰۴ هجری در شهر بلخ دیده به جهان گشود. مولوی از مشهورترین شاعران ایرانی تبار پارسی گوی است نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده میشده است. در قرن های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.

پدر او مولانا محمد بن حسین خطیبی معروف به بهاءالدین ولد و سلطان العلما، از بزرگان صوفیه و مردی عارف بوده است. پدر مولوی مردی سخنور بوده و مردم بلخ علاقه فراوانی به او داشته که ظاهرا همین وابستگی مردم به او سبب ایجاد ترس در محمد خوارزمشاه گردید و او را علیه بهاءالدین ولد برانگیخت. به همین دلیل بهاءالدین ولد پدر مولوی احتمالاً در سال ۶۱۰ قمری، همزمان با هجوم چنگیزخان از بلخ کوچ کرد و سوگند یاد کرد که تا محمد خوارزمشاه بر تخت نشسته، به شهر خویش بازنگردد.

مسافرت های مولوی
مولوی در سفر زیارتی که پدرش از بلخ عازم آن شد پدرش را همراهی نمود، در طی این سفر در شهر نیشابور همراه پدرش به دیدار شیخ فریدالدین عطار عارف و شاعر شتافت. ظاهرا شیخ فریدالدین سفارش مولوی را در همان کودکیش (۶ سالکی یا ۱۳ سالگی ) به پدر نمود. در این سفر حج علاوه بر نیشابور در بغداد نیز مدتی اقامت کردند و ظاهرا به خاطر فتنه تاتار از بازگشت به وطن منصرف گردیده و بهاء الدین ولد در آسیای صغیر ساکن شد. اما پس از مدتی براساس دعوت علاء الدین کیقباد به شهر قونینه بازگشت.

ازدواج مولوی
مولوی در هجده سالگی با گوهر خاتون دختر خواجه لالای سمرقندی ازدواج نمود که حاصل این ازدواج سه پسر و یک دختر بود. پس از فوت پدرش بهاء الدین ولد راه پدر را ادامه داده و به هدایت و ارشاد مردم عمر خود را سپری نمود.

سفر مولوی برای تحصیلات
مولوی در عین حالی که مردم را تربیت می نمود از خودش نیز غافل نبوده تا جایی که وقتی موفق به دیدار محقق ترمذی گردید خود را شاگرد او کرده از تعلیمات و ارشادات او نهایت بهره را برد و ظاهرا به تشویق همین استادش برای تکمیل معلوماتش رنج سفر به حلب را برخود آسان نموه و عازم شهر حلب گردید. ایشان در شهر حلب علم فقه را از کمال الدین عدیم فرا گرفت و پس از مدتی که به شهر دمشق رفت از دیدار با محی الدین عربی، عارف و متفکر زمانش نیز کمال استفاده را برد و از آنجا عازم شهر قونیه گردید و بنابه درخواست سید برهان الدین طریق ریاضت را در پیش گرفت. پس از مرگ محقق ترمذی به مدت ۵ سال مدرس علوم دینی گردید که نتیجه آن تربیت چهارصد شاگرد میباشد.


آرامگاه مولوی در قونیه، ترکیه

داستان آشنایی مولانا با شمس
مولوی همچنانکه گفتیم یک لحظه از تربیت خود غافل نبوده، تاریخ اینچنین مینویسد که روزی شمس وارد مجلس مولانا میشود. در حالی که مولانا در کنارش چند کتاب وجود داشت. شمس از او میپرسد این که اینها چیست؟ مولانا جواب میدهد قیل و قال است. شمس میگوید و ترا با اینها چه کار است و کتاب ها را برداشته در داخل حوضی که در آن نزدیکی قرار داشت میاندازد.

مولانا با ناراحتی میگوید ای درویش چه کار کردی برخی از این کتابها از پدرم رسیده بوده و نسخه منحصر بفرد میباشد. و دیگر پیدا نمیشود؛ شمس تبریزی در این حالت دست به آب برده و کتاب ها را یک یک از آب بیرون میکشد بدون اینکه آثاری از آب در کتابها مانده باشد. مولانا با تعجب میپرسد این چه سرّی است؟ شمس جواب میدهد این ذوق وحال است که ترا از آن خبری نیست. از این ساعت است که حال مولانا تغییر یافته و به شوریدگی روی مینهد و درس و بحث را کنار می گذارد و شبانه روز در رکاب شمس تبریزی به خدمت میایستد. و به قول استاد شفیعی کدکنی تولدی دوباره مییابد.

هر چند که مولوی در طول زندگی شصت و هشت ساله خود با بزرگانی همچون محقق ترمذی، شیخ عطار، کمال الدین عدیم و محی الدین عربی حشر و نشرهایی داشته و از هر کدام توشه ای براندوخته ولی هیچکدام از آنها مثل شمس تبریزی در زندگیش تاثیر گذار نبوده تا جائیکه رابطه اش با او شاید از حد تعلیم و تعلم بسی بالاتر رفته و یک رابطه عاشقانه گردیده چنانکه پس از آشنایی با شمس، خود را اسیر دست و پا بسته شمس دیده است.

پس از غیبت شمس از زندگی مولانا، با صلاح الدین زرکوب دمخور گردید، الفت او با این عارف ساده دل، سبب حسادت عده ای شد. پس از مرگ صلاح الدین، حسان الدین چلبی را به عنوان یار صمیمی خود برگزید. که نتیجه همنشینی مولوی با حسام الدین، مثنوی معنوی گردیده که حاصل لحظه هایی از هم صحبتی با حسام الدین میباشد. علاوه بر کتاب فوق ایشان دارای آثار منظوم و منثور دیگری نیز میباشند که در زیر به نمونه هایی از آنها اشاره میشود.

آثار مولانا
– مثنوی معنوی: مثنوی معنوی که به زبان فارسی می باشد.
– غزلیات شمس: غزلیات شمس غزلیاتی است که مولانا به نام مراد خود شمس سروده است.
– رباعیات: حاصل اندیشه های مولاناست.
– فیه ما فیه: که به نثر میباشد و حاوی تقریرات مولانا است که گاه در پاسخ پرسشی است و زمانی خطاب به شخص معین.
– مکاتیب: حاصل نامه های مولاناست.
– مجالس سبعه: سخنانی است که مولانا در منبر ایراد فرموده است.

درگذشت مولوی
بالاخره روح ناآرام جلاالدین محمد مولوی در غروب خورشید روز یکشنبه پنجم جمادی الاخر سال ۶۷۲ هـ قمری بر اثر بیماری ناگهانی که طبیبان از درمان آن عاجز گشتند به دیار باقی شتافت.

تصاوير پيوست شده
  • نوع فایل: jpg
    مولویییییییییییییی.jpg
    (۲۶٫۷ کیلو بایت)
  • نوع فایل: jpg
    ارامگاههههه.jpg
    (۴۶٫۵ کیلو بایت)

دوره آموزشی جامع زبان بدن ( ۱۴ ساعته ) body language

۲ مهر ۱۳۹۵
دسته‌بندی نشده

دوره آموزشی جامع زبان بدن  ( ۱۴ ساعته ) body language

دوره  آموزش رفتار غیر کلامی صفر تا صد ( ۱۴ ساعته ) body language

 

نهمین دوره آموزشی ویژه آبانماه ۱۳۹۵

 

شما می توانید  تحول فروش را با یادگیری فنون جدید  ارتباط غیر کلامی ایجاد کنید . تجربه  و تخصص ما در آموزش زبان بدن می تواند  به فروش شما و ارتباط گرفتن شما با دیگران کمک کند .

مدرس دوره اقای پویا ودایع نویسنده کتاب های زبان بدن بومی کشور / مدرس زبان بدن خوانندگان و بازیگران کشور / مدرس زبان بدن گروه بادیگاردی و تشریفات کانسپت / مدرس دوره زبان بدن روانشناسان  ( نویسنده : مهندسی زبان بدن/  زبان بدن در مذاکره /  نکات طلایی زبان بدن تنها کتاب صوتی  زبان بدن / زبان بدن مردان و زبان بدن زنان  )

 

 

 

دوره آموزشی جامع زبان بدن  ( ۱۴ ساعته ) body language

 

سرفصل دوره جلسه اول

سرفصل دوره  جلسه دوم

. آشنای با تعاریف 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 . کاربرد تن گفت در روابط اجتماعی

. نحوه استفاده از رفتارغیرکلامی در جامعه

 . فاصله در حریم های شخصی

 . معرفی اندام ها

 . معنی و مفهوم اشاره ها

 . مفهوم و معنی انواع دست دادن

 . مفهوم و معنی انواع ایستادن

 . معنی و مفهوم انواع نشستن ها

  . معنی و مفهوم استفاده از ابزارآلات همراه

 . معنی و مفهوم حالت های چهره

 . نکات طلایی استفاده از رفتار غیرکلامی

 . آشنایی با مفاهیم کلی رفتار غیر کلامی و کلامی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 . کاربرد زبان بدن در ایجاد رابطه

 . طریقه یادگیری 

 . واکنش ها و کنترل آنها به وسیله 

 . رفتار غیرکلامی کودکان

. شناخت  افراد دروغگو

 . رفتار غیرکلامی در سنین مختلف

 . رفتار غیرکلامی  و کاربرد آن برای مشتری و افراد ناراضی

 . رفتار غیرکلامی در مکان های عمومی

 . کاربرد آن در مقابل مدیران

 . مفهوم نگاه ها

 

 
 

———————————————————————————————-

۱۴  ساعت کلاس در  دو  جلسه  هفت  ساعته

ساعت کلاس  ۸  الی  ۱۵  

جمعه ۲۱ آبان ماه + جمعه  ۲۸ آبان ماه سال ۱۳۹۵

پذیرایی  میان وعده  + نهار +   گواهینامه  بین المللی +   …..

ظرفیت کلاس  ۴۰ نفر 

 ———————————————————————————————-

شرکت در کلاس+ همراه با گواهینامه بین الملی از نماینده کشور انگلستان در ایران

۲۵۰  هزار تومان  برای ۲۰ نفر اول ثبت نام کننده

——————————————————————————————————————–

مدرس دوره  آقای پویا ودایع     رزومه ایشان

مدرس تخصصی رفتار غیر کلامی کشور     

مدرس بازیگران و خوانندهای خاص

مدرس گروه تشریفات و بادیگاردی شخصی 

 ——————————————————————————————————————–

  محل برگزاری کلاس :

  تهران خیابان ولیعصر –  خیابان بهشتی  —  خیابان پاکستان – انتهای کوچه دوم – موسسه اموزش عالی بهار    

دوره آموزشی جامع زبان بدن  ( ۱۴ ساعته ) body language

این کلاس پیشنهاد می شود برای   :

سخنران ها/تیم های استارتاپ ویکند / روانشناسان / کارشناسان بیمه/ بازرایاب های حرفه ای/ پزشکان / صاحبان برند های خاص/مدیران  عامل های شرکت ها/ مدیران ارشد و میانی/ مدیران فروش/کارشناسان  ارشد فروش/ کارشناسان بازاریابی/مدیران واحد ارتباط با مشتری/کارشناسان واحد ارتباط با مشتری/ کلیه علاقه مندان علوم ارتباطی/ مدرسان محترم / وکلا  / مهمانداران و ….

…..

…..

مشاوره :

۰۹۱۲۸۷۰۹۱۳۳   مهندس حیدری / مشاوره و راهنمایی ثبت نام به صورت تلفنی

۰۹۱۹۹۲۰۰۰۳۷   دکتر جلالیان / مشاوره و راهنمایی دوره آموزشی زبان بدن

…..

…..

شماره کارت  :

کارت بانک اقتصاد نوین      ۶۲۷۴۱۲۱۱۷۲۹۳۰۵۰۵     به نام پویا ودایع

( شش دو هفت چهار / یک دو یک یک / هفت دو نه سه / صفر پنچ صفر پنچ  ) 

 

دوره آموزشی جامع زبان بدن  ( ۱۴ ساعته ) body language 

زبان بدن را به صورت حرفه ای از زبان مدرس تخصصی کشور خواهید آموخت 

…..

…..

زبان بدن دروغگو ( قسمت اول )

۲۰ شهریور ۱۳۹۵
دسته‌بندی نشده

زبان بدن دروغگو ( قسمت اول )

مواجهه با دروغگوها : چه کسی و چرا دروغ می­گوید؟

 

در این بخش نظرات مذهب­­ها و فرهنگ­های مختلف درباره دروغ گفتن و اینکه در چه موقعیت­ هایی دروغ گفتن قابل قبول است بیان می­شود. شما در این بخش خواهید آموخت چه زمانی دروغگویی آغاز می­شود و چگونه دروغگویی ممکن است بخشی از رشد معمول ما باشد. خواهید آموخت که چرا نوزدان، کودکان،نوجوانان، بالغین و حتی حیوانات دروغ می­گویند و با انواع مختلف دروغ آشنا می­شوید. با پیامدهای هیجانی دروغ گفتن و تأثیرات دروغگویی دیگران روی روانتان آشنا می­شوید. تأثیرات مثبت بالقوه دروغ­های کوچک مصلحتی و تأثیرات ویرانگر دروغ­های بزرگتر را کشف خواهید کرد. در نهایت خواهید آموخت چطور کلاهبرداری­های سایبری را در حوزه­ های کسب و کار و روابط عاشقانه تشخیص دهید.

دروغ چیست؟

دروغ گفتن یعنی دانسته اطلاعات اشتباه به دیگران دادن یا پنهان کردن اطلاعات درست. خروجی منفی نهایی دروغگویی این است که ممکن است زندگی مردم ویران شده یا حتی زندگی خود را از دست بدهند. به خاطر یک دروغ کشورهایی مورد هجوم واقع شده­اند و جنگ­ها آغاز شده است.

تقریباً در تمام مذاهب دروغگویی بد شمرده می­شود. عهد قدیم پر از اشاره­هایی درباره دروغگویی و تقلب است. پلیدی دروغگویی به یا درباره دیگران در فرمان نهم برجسته شده است: – تو نباید بر ضد همسایه­ات شهادت دروغ بدهی، فرمان هفتم می­گوید – تو نباید زنا کنی که به ما می­گوید نباید همسر خود را فریب دهیم. ما درباره دروغ­های مربوط به دارایی­ها مانند پول یا اشیاء قیمتی نیز می­خوانیم. در کتاب لاویان ۱۹:۱۱ می­خوانیم – تو نباید دزدی کنی یا در معامله فریبکاری کنی. عهد جدید به صراحت در مزموز ۶۳:۱۱ درباره دروغ صحبت می­کند: – باید جلوی صحبت کردن دروغگویان گرفته شود و در مزمور ۱۲۰: ۲ – پروردگار من، روح مرا از لب­های دروغگو و زبان فریبکار نجات بخش. در کتاب امثال سلیمان ۱۲:۲۲ می­خوانیم – پروردگار لب­های دروغگو را دوست ندارد و انجیل یوحنا ۸:۴۴، ۸:۴۵ به صراحت می­گوید – دروغگویی زبان مادری شیطان است. در تلمود می­خوانیم – خداوند همه گناهان را می­بخشد به جز گناه زبان شیطانی. پیروان یهود سه بار در روز نماز خود را با این کلمات به پایان می­برند: – پروردگارا، زبان مرا در مقابل شیطان محافظت کن و لب­های مرا از فریبکاری باز دار و چنان کن به کسانی که به من دروغ می­بندند اعتنایی نکنم.

باورهای یهودی-مسیحی تنها باورهایی نیستند که برای گفتن حقیقت ارزش قائل هستند و در مورد خطرات دروغگویی هشدار می­دهند. اصل چهارم در مکتب بودا می­گوید – من این اصل را به عهده می­گیریم تا از گفتار غلط خودداری کنم،…، از فریبکاری پرهیز کنم و صداقت را تمرین کنم. در کتاب حکمت بودا(دهاماپادا) می­خوانیم – هیچ گناهی نیست که دروغگو نتواند انجام دهد، کسی که قانون صداقت و درستی را زیر پا گذاشته است و نسبت به دنیای ماوراء بی­تفاوت است. مکتب تائوئیسم روی اهمیت راستگویی تأکید می­کند و هشدار می­دهد – با دهانتان روی چیزی که قلبتان انکار می­کند پافشاری نکنید. دست­ نوشته­ های سیک در کتاب آدی­گرانت می­گوید- دغلکاری در کسب و کار یا دروغ گفتن باعث غم درونی می­شود.

زبان بدن دروغگو ( قسمت اول )

در مذهب هندو ۱۰ قانون خویشتن­داری وجود دارد. خویشتن­داری دوم درستی و راستی است که می­­گوید – از دروغگویی و عهدشکنی پرهیز کنید و فقط آن­چه را بگویید که حقیقت باشد، از روی مهربانی باشد، کمک­ کننده و ضروری باشد. در دست­­ نوشته ­های هندو آمده است که – همه چیز با گفتار مشخص می­شود؛ گفتار ریشه است و همه چیز ریشه در گفتار دارد. بنابراین کسی که در گفتارش صداقت ندارد در هیچ چیز صداقت ندارد. کنفسیوس در آنالکت ۲:۲۲ می­گوید – من نمی­دانم کسی که نمی­توان به حرف او اعتماد کرد را به چه کاری می­توان گماشت.

اسلام نیز دروغگویی، کلاهبرداری، ریاکاری و شهادت دروغ را منع می­کند. حضرت محمد(ص) به مسلمانان توصیه کرده است که راستگو و درستکار باشند. دو آیه قابل توجه در قرآن درباره دروغگویی به این ترتیب هستند:

  • و حقیقت را با باطل مخلوط نکنید و حق را درحالیکه که می­دانید پنهان نکنید. آیه دوم سوره بقره
  • وای بر هر دروغگوی گناهکار. آیه ۷ سوره جاثیه

بنابراین مسلمانان اعتقاد دارند که راستگویی به تقوا و پارسایی و پارسایی به بهشت ختم می­شود.

درحالیکه که همه مذهب­ها دروغگویی و فریب را منع کرده­اند یا حداقل بر ضد آن هشدار داده­اند، نمونه­ هایی وجود دارد که دروغگویی پذیرفته است. در یهودیت و مسیحیت، بعضی اوقات به منظور صلح یا نرنجاندن دیگران دروغ گفتن مجاز شمرده شده است. طبق قانون یهودیت افراد می­توانند در موقعیت­های خاص دروغ بگویند، به طور مثال برای ایجاد احساس آرامش هنگامی که راست گفتن ممکن است فرد را برنجاند یا به او آسیب برساند؛ به منظور رفتار ملایم برای اینکه مغرور ظاهر نشود؛ برای رعایت ادب به طور مثال نگفتن مسائل خصوصی و محرمانه و برای محافظت از اموال و دارایی­های شخص. در عهد قدیم نیز حداقل دو نمونه وجود دارد که دروغگویی نتایج خوبی را به دنبال دارد. در کتاب خروج انجیل ۱:۱۵ تا ۱:۲۱، مامای بنی­ اسرائیل به فرعون دروغ می­گوید که جان بسیاری از نوزادان بنی­ اسرائیل را نجات می­دهد. در انجیل یوشع ۲:۵ نیز یک نمونه وجود دارد وقتی رهاب برای محافظت از جاسوسان اسرائیلی دروغ می­گوید.

زبان بدن دروغگو ( قسمت اول )

در اسلام می­توان در جنگ برای حفظ جان یک فرد ، به منظور ایجاد دوستی و آشتی بین افراد و به منظور ایجاد صلح بین زن و شوهر دروغ گفت. در مکتب بودایی نیز به همین شکل است اما در این مکتب به جای اجتناب از دروغگویی به پاسخ ندادن، عوض کردن موضوع و بی­­ توجهی تشویق می­کند.

فارغ از دین و مذهب و مکتب زمان­هایی است که انسانیت بالاتر از همه قرار می­گیرد. بنابراین دروغگویی تقریباً همیشه به منظور حفظ جان افراد قابل قبول است. در حین تهاجم نازی­های در جنگ جهانی دوم، حتی مذهبی ­ترین افراد مانند راهبه ­ها، کشیش­ها و سایر افراد روحانی برای محافظت از دیگران و نجات جان مردم بیگناه که در کلیساها، صومعه ­ها و خانه­ های آن­ها پنهان شده بودند دروغ می­گفتند.

 

 

دوره شناخت دروغگو ها  – فیلم آموزشی 

 

 

آیا توانایی مذاکره، یک موهبت خدادادی است؟

۱۹ شهریور ۱۳۹۵
دسته‌بندی نشده

آیا توانایی مذاکره، یک موهبت خدادادی است؟

آیا توانایی مذاکره، یک موهبت خدادادی است؟

 

من هرگز در عمرم یک مذاکره کننده مادرزاد ندیده‌ام. بهترین مذاکره‌کنندگانی که تا کنون ملاقات کرده‌ام همگی با تمرین و کسب مهارت به آن مرحله رسیده بودند، نه به دلیل داشتن ژن‌های مرغوب! هر شخصی می‌تواند با تمرینات هدفمند، پیشرفت و ترقی کند. در واقع، این تنها راه ممکن برای تبدیل شما به یک مذاکره‌کننده حرفه‌ای است.

آیا توانایی مذاکره، یک موهبت خدادادی است؟

متأسفانه، بسیاری اعتقاد دارند که توانایی افراد در مذاکره به ژن‌های آنها مربوط است و مذاکره را مانند “رهبری” مهارتی خدادادی می‌دانند.در اولین گام‌ها برای کسب مهارت مذاکره، متوجه خواهید شد که تجربه، عاملی اصلی است که می‌تواند تأثیر زیادی بر نتیجه مذاکرات هر فرد داشته باشد. برای اینکه بتوانید از تجربه به عنوان یک ابزار مهم برای تقویت مهارت مذاکره استفاده کنید، قانون I-C-E را به خاطر بسپارید:

■ نتیجه حاصل از هر تجربه باید بی‌درنگ (Immediate) ثبت و بررسی شود (ترجیحاً ظرف مدت یک ساعت).

■ نتیجه باید به روشنی (Clear) تشریح شده و مورد بحث قرار گیرد تا در مورد آن برداشت اشتباهی صورت نگیرد.

■ با استفاده از روش‌های مختلف، از تجربیات قبلی برای افزایش اثربخشی (Effective) مذاکره‌های آینده، استفاده شود.

حسن مهارت مذاکره در این است که می‌توان آن را با تمرین، تقویت کرد. یک روش کارآمد این است که بلافاصله پس از جلسه مذاکره یا تمرین‌هایی که در این رابطه انجام می‌دهید، فردی حضور داشته باشد که بتواند نکات مثبت و منفی مذاکره شما را ثبت کند و هر نکته را با دلیل به صورت کاملاً شفاف برای شما تشریح کند. به دنبال روشی باشید که عدم تکرار اشتباهات شما را به نوعی تضمین کند. به تجربه ثابت شده که با تکرار این فرایند، مهارت افراد تا حد زیادی بهبود یافته و افزایش می‌یابد.

همزمان با خواندن این مقاله، توصیه می‌کنم این نصیحت قدیمی را آویزه گوش خود کنید که: “تمرین، انسان را کامل می‌کند”. مهارت‌های ذکر شده در هر فصل را تمرین کنید و در صورت امکان، نتایج فوری و روشن آنها را با خود مرور کنید تا بیش از پیش موفق شوید. مهارت گفتگوی تجاری  را با خود تمرین کرده و خود را بیازمایید. هرچه زمان و تلاش بیشتری را در زمینه تمرینات گوناگون مذاکره و ترفندهای آن صرف کنید، بیشتر خود را برای مذاکره‌های سرنوشت‌ساز، آماده ساخته‌اید.

آیا توانایی مذاکره، یک موهبت خدادادی است؟

به یاد داشته باشید که توانایی شما در به ثمر رساندن مذاکره‌های مهمی که در زندگی خواهد داشت، ربطی به ساختار ژنتیکی‌تان ندارد. فقط یک عامل بر این توانایی تأثیرگذار است و آن هم “میزان انگیزه‌تان برای پیشرفت کردن” است.

بهترین مذاکره‌کنندگانی که تا کنون ملاقات کرده‌ام همگی با تمرین و کسب مهارت به آن مرحله رسیده بودند، نه به دلیل داشتن ژن‌های مرغوب!

 

چند اشتباه کوچولو در مذاکره

۱۸ شهریور ۱۳۹۵
دسته‌بندی نشده

چند اشتباه کوچولو در مذاکره

چند اشتباه رایج در مذاکره

اشتباه یک : شغل من، شغل خاصی است.

مهم نیست که مذاکره‌کننده در چه شغلی مشغول است، به هرحال در هر شغلی برخی از موضوعات، نسبت به سایر موضوعات از اهمیت بیشتری برخوردارند. به عنوان مثال یک دلال مسکن، ممکن است بیشتر بر روی موضوعاتی چون قیمت، تاریخ تحویل و شرایط پرداخت بحث کند، در حالیکه یک ناظر بر روی نرخ حق‌التألیف، مجوزها، مالکیت معنوی و تعداد نسخه‌های رایگان نویسنده تمرکز کند. نکته اینجاست که اگرچه مذاکره‌کنندگان هر دو صنف، موضوعات متفاوتی برایشان مهم است، ولی فارغ از موضوعات متداول هر صنف، شباهت‌های زیادی نیز در مذاکره‌های آنها وجود دارد. هر دو آنها، ممکن است منعطف یا سخت‌گیر عمل کنند. هر دو آنها حداقل خواسته خود را در نظر می‌گیرند و ممکن است در زمان مذاکره از تهدید استفاده کنند، حال چه موضوع زمان تخلیه خانه باشد و چه نرخ حق‌التألیف. به عبارت دیگر، شباهت‌های مذاکره‌ها در بین مشاغل مختلف، بسیار بیشتر از تفاوت‌ها آنها است.

بگذارید از یک تشابه استفاده کنم. فرض کنید که فرزند کوچک‌تان بخواهد که به او خواندن اعداد روی کارت را یاد بدهید تا بتواند با کارت‌های خودش بازی کند. ساعتی بعد دوباره نزدتان بیاید و از شما بخواهد که به او خواندن اعداد بازی فوتبال را یاد دهید که بتواند تعداد خطاهای هر بازیکن را بشمرد. قبل از خواب هم می‌گوید که دوست دارد خواندن اعداد روی برچسب قیمت آب‌نبات را یاد بگیرد تا هر زمان که خواست پول آب‌نبات خود را به مغازه‌دار بپردازد.

شما حتماً به او خواهید گفت: “نگران نباش! هیچ تفاوتی بین اعداد کارت‌های بازی، اعداد در فوتبال و اعداد روی آب‌نبات وجود ندارد”. ریاضیات، ریاضیات است. شما همواره از یک سری قوانین برای محاسبات خود در بازی کردن، ارزیابی عملکرد بازیکن‌ها و یا خرید کردن استفاده می‌کنید. وقتی آن قانون را یاد بگیرید، هرجایی می‌توانید از آن استفاده کنید.

مذاکره هم مذاکره است. مجموعه‌ای از اصول علمی وجود دارد که در همه مذاکره‌هایی که در زندگی با آن مواجه می‌شوید، از صمیمی‌ترین تا سیاسی‌ترین آنها، حاکم است. به عبارت دیگر، می‌توانید از همان اصولی که برای مذاکره با مدیر بانک استفاده می‌کنید، در مذاکره با همکار یا همسر خود نیز استفاده کنید.

می‌توانید از همان اصولی که برای مذاکره با مدیر بانک به کار می‌برید را در مذاکره با همکار یا همسر خود نیز بکار برید.در واقع خبر خوب این است که همه مذاکره‌ها (چه با پرستار بچه باشد، چه با بانک جهانی) شباهت‌هایی قابل پیش‌بینی با یکدیگر دارند. یعنی مذاکره، دانشی است که وقتی آن را یاد گرفتیم، مهارت بدست آمده را می‌توانیم در هر زمانی و در مقابل هر کسی، به کار گیریم.به طور مشابه، ممکن است ابتدا یک مشاور باشید و بعد در یک بانک خصوصی استخدام شوید و در نهایت کارمند دولت شوید. تشابهاتی در این فعالیت‌ها وجود دارد که لازم نیست هر بار مجدداً در همه زمینه‌ها آموزش ببینید. این شباهت‌ها، در حوزه مذاکره نیز وجود دارند.

چند اشتباه کوچولو در مذاکره

اشتباه دو : پول، تنها موضوع اصلی در مذاکره‌های تجاری است.

تجار نیز مانند دانشجویان، اساتید، دلال‌ها، فرزندان، پدر و مادرها و ورزشکاران در جستجوی تأمین حداکثر منافع خود هستند. اما منفعت هرکس تنها در پول خلاصه نمی‌شود. منفعت در واقع میزان رضایت کلی یک شخص در شرایط معین است. زمانیکه من با فرزندم یا هرکس دیگری مذاکره می‌کنم،  در پی آن هستم که رضایت و خوشحالی او را نیز فراهم کنم. پس بخشی از منفعت من، در خوشحال بودن او است و در مذاکره با او، در واقع من در پی افزایش منفعت خودم هستم که شامل شادکامی من و او خواهد بود. فروشندگان بسیار موفق می‌دانند که مشتریان، بسیار با ارزش هستند و بخشی از منفعت فروشنده، در کسب رضایت مشتری است.

 

اشتباه سه : خیلی روباز بازی نکنید: همه چیز را رو نکنید

موارد زیادی وجود دارد که این توصیه در آن مصداق ندارد. در بخش‌های بعدی، در مورد این موضوع بیشتر صحبت خواهیم کرد. در این قسمت، تنها داستان دو خواهر را یادآوری می‌کنم که هر دو منافع و انگیزه‌های اصلی خود را پنهان کردند و حتی اشاره‌ای هم به هدف خود نداشتند. حتماً به یاد دارید چه بر سرشان آمد.

چند اشتباه کوچولو در مذاکره

اشتباه چهار : هرگز پیشنهاد دهنده اول نباشید

مطرح کردن این توصیه، به صورت مطلق، غیر علمی است. کمتر گزارش علمی و تحقیقی را می‌توان یافت که این توصیه را تأیید کرده باشد. برعکس، بسیاری از مطالعات انجام شده، منطقی بودن ارائه اولین پیشنهاد را تأیید کرده‌اند. 

چهار دام در مسیر جلسات مذاکره

۱۷ شهریور ۱۳۹۵
دسته‌بندی نشده

چهار دام در مسیر  جلسات مذاکره

از سری مقالات آموزش مذاکره 

چندین سال پیش همین مبحث را  در یکی از سخنرانی های خودم  در مورد آموزش مذاکره در شهر اصفهان مطرح کردم به درخواست دوستان مقاله مرتبط با آن پیدا کردم و برای استفاده شما قرار می دهم .

 

تله شنی شماره یک : ترک پول بر روی میز

وقتی می‌گوییم: “ترک پول بر روی میز”، منظورمان همان مذاکره بازنده ـ بازنده است. به طور میانگین از هر پنج مذاکره، در یکی از آنها، طرفین به شرایطی رضایت می‌دهند که برای هر دو آنها، نامناسب است. به عنوان یک تمثیل، حالتی را در نظر بگیرید که دو نفر برای سهم‌خواهی از پولی که بر سر میز مذاکره قرار دارد، مذاکره می‌کنند، ولی چون به توافق دست پیدا نمی‌کنند، هر دو نفر پول را دست‌نخورده بر سر میز رها کرده و مذاکره را ترک می‌کنند. این در حالی است که هر دو طرف با کمی تلاش و توجه، می‌توانستند نتیجه بهتری را برای خود به دست آورند.

 چهار دام در مسیر  جلسات مذاکره

تله شنی شماره دو : مطرح کردن پیشنهاد دست پایین

این همان نفرین برنده است. به این داستان توجه کنید. آقای ران در خلال جنگ عراق و کویت، جزو سربازان آمریکایی بود که در کویت به سر می‌بردند. او متأهل بود و می‌خواست قبل از بازگشت به کشورش، گردنبند طلایی که در یک فروشگاه پسندیده بود را به عنوان سوغاتی برای همسرش بخرد. قیمت چاپ شده روی برچسب، ۴۰۰ هزار دینار بود. ران از فروشنده پرسید آیا حاضر است گردنبند را به قیمت۳۰۰ هزاردینار بفروشد؟ فروشنده در جواب گفت “مبارک باشه!”. او ابتدا از اینکه توانسته بود چنین تخفیفی بگیرد خیلی خوشحال شد. اما جالب این بود که فروشنده هم بسیار خوشحال شد، به طوریکه حتی یک گوشواره را نیز به عنوان هدیه به او داد. ران با دیدن چنین شرایطی احساس پشیمانی کرد. او قربانی پدیده “نفرین برنده” شده بود. این وضعیت در حالتی پیش می‌آید که نخستین پیشنهاد شما، مورد قبول طرف مقابل قرار می‌گیرد. در چنین شرایطی تصور می‌کنید پیشنهادی بسیار سخاوتمندانه و دست پایین مطرح کرده‌اید.

ران وقتی متوجه شد در این دام گرفتار شده که دیگر دیر شده بود و فروشنده گردنبند و گوشواره را در بسته‌بندی زیبایی کادو کرده بود و در حالی که او را در آغوش گرفته بود، برایش زندگی مشترک خوبی را آرزو می‌کرد!

چهار دام در مسیر  جلسات مذاکره

تله شنی شماره سه : ترک میز مذاکره

این مشکل از غرور نشأت می‌گیرد. بعضی از مذاکره‌کنندگان بسیار مغرور، آنقدر اهل بلوف زدن هستند که میز مذاکره را حتی در شرایطی که گزینه دیگری در اختیار ندارند نیز با قاطعیت ترک می‌کنند.

من خیلی از این گونه افراد مغرر را می‌شناسم. آنها دامی می‌سازند که خود در آن گرفتار می‌شوند. این افراد با قاطعیت به طرف مقابل می‌گویند: “همین است و جز آن نیست. تصمیم با توست که قبول کنی یا نه!”، اما در دل خود از فکر اینکه “حالا اگر حرف من را قبول نکرد، چگونه بر سر میز مذاکره برگردم؟”، نگران و مضطرب هستند.

ممکن است بگویید که رفتار قاطعانه و نشان داده قاطعیت به طرف مقابل، امری مهم و ضروری است. ولی این را در نظر داشته باشید که اگر شما را به سرسخت بودن بشناسد، این مشخصه ممکن است در مذاکره‌ها به زیان‌تان تمام شود. در واقع سابقه سخت‌گیر بودن، چند نتیجه نامطلوب برایتان به ارمغان می‌آورد. از جمله اینکه، طرف مقابل با بدگمانی زیادی به شما نگاه می‌کند و بیش از حد معمول رفتار رقابتی از خود نشان می‌دهد. در بررسی‌های اخیر که در خصوص تأثیر سابقه افراد بر چگونگی رفتار طرف مقابل با آنها صورت گرفته، کتی تینسلی (Cathy Tinsley) از دانشگاه کرنل به این نتیجه رسیده است که: “مذاکره‌کنندگان سرسخت، دیرتر به نتیجه می‌رسند”. به عبارت دیگر انسان‌ها در مواجهه با مذاکره‌کنندگان سرسخت، رفتار تهاجمی و رقابتی بیشتری از خود نشان می‌دهند.

 

تله شنی شماره چهار : راضی شدن به شرایطی که از شرایط فعلی نامناسب‌تر است

من این حالت را “تمایل به توافق” نامگذاری می‌کنم. گاهی، مذاکره‌کننده چنان در تب و تاب مذاکره غرق می‌شود که فراموش می‌کند که گزینه‌های بهتری نسبت به آنچه در حال توافق بر روی آن هستند، نیز در اختیار دارد.

به عنوان مثال، وقتی برای فروش خانه‌‌ام، ۳۰۰ میلیون تومان  پیشنهاد دادم، نباید در بحبوبه مذاکره با شخص دیگری، فروش خانه را به قیمت ۲۸۰  میلیون تومان (در شرایط کاملاً یکسان)، قبول کنم.

هرچند در پاره‌ای اوقات، مردم به دلیل جاذبه یک مذاکره‌کننده، تسلیم پیشنهادات نامناسب‌تر وی می‌شوند. در واقع، وقتی در حین مذاکره بر سر یک میز می‌نشینیم و یک رابطه انسانی بین ما و طرف مقابل برقرار می‌شود، ترک میز مذاکره احساس خوبی در ما ایجاد نخواهد کرد. در چنین شرایطی، بعضی افراد در ذهن خود به شیوه‌های مختلف، توافق بر سر شرایط نامناسب‌تر را توجیه می‌کنند.

برای جلوگیری از چنین اتفاقی، پایین‌ترین حد قابل قبول خود را یادداشت کنید و با خود به جلسه ببرید تا بتوانید در موقع لزوم، به آن مراجعه کنید. البته بدیهی است باید آن را به نوعی بنویسید که از نگاه طرف مقابل، چیزی بیشتر از یک لیست خرید از سوپرمارکت به نظر نرسد! پایین‌ترین حد قابل قبول خود را یادداشت کنید و با خود به جلسه ببرید تا بتوانید در موقع لزوم، به آن مراجعه کنید.

 

برگرفته از مقالات و کتاب های اصول و فنون  مذاکره برای آموزش مذاکره