ساعت رولکس

خصومت بدبینانه زنان با بروز بیماری قلبی ارتباط دارد

۱۰ آذر ۱۳۹۵
به گزارش مهر، دانشمندان دریافته اند خصومت بدبینانه در زنان یا بی اعتمادی کلی به سایر افراد با ریسک بالای بیماری قلبی مرتبط است. در مطالعه جدید محققان نشان داده اند که زنان دارای میزان بالای خصومت و دشمنی در مقایسه با زنانی که کمتر دارای این حس هستند، دارای تغییرپذیری کمتر در تپش قلب شان هستند. «تغییرپذیری تپش قلب» معیاری برای اندازه گیری فاصله زمانی بین تفاوت های لحظه به لحظه ضربان قلب است.تپش قلب یک فرد ثابت نیست بلکه می تواند در فواصل بین ضربان دارای تغییرات کوچکی باشد. به گفته محققان دانشگاه براون، در مجموع تغییرپذیری بالاتر تپش قلب بهتر است چراکه نشان می دهد بخشی از سیستم عصبی که موجب تسریع ضربان قلب و بخش دیگر که موجب کُندشدن ضربان قلب می شود به طورمتعادل کنارهم فعالیت می کنند. به عنوان مثال محققان دریافته اند زنان مبتلا به افسردگی دارای تغییرپذیری کمتری در تپش قلب خود هستند. در مطالعه جدید محققان داده های بیش از ۲۶۰۰ زن با میانگین سنی ۶۳ سال را بررسی کردند. در بخشی از مطالعه، فعالیت الکتریکی قلب افراد از طریق تست الکتروکاردیوگرام اندازه گیری شد. در مطالعه جدید محققان، از این داده ها برای محاسبه میزان تغییرپذیری تپش قلب زنان استفاده کردند. همچنین براساس پاسخ زنان به یک پرسشنامه میزان بدبینی و خصومت آنها مشخص شد. به گفته محققان، خصومت و دشمنی موجب افزایش فعالیت بخشی از سیستم عصبی می شود. محققان دریافتند زنان دارای حس خصومت و دشمنی بیشتر، احتمالا بیشتر مبتلا به فشارخون بالا، کلسترول بالا و چاقی هستند. خصومت بدبینانه زنان با بروز بیماری قلبی ارتباط دارد

یادداشت وزیر بهداشت؛ پاییزی‌ترین روز آذربایجان

۱۰ آذر ۱۳۹۵
میگنا- دکتر سید حسن هاشمی که امروز به تبریز رفته بود تا در مراسم تشییع جان باختگان حادثه قطار تبریز – مشهد شرکت کند، یادداشتی به همین مناسبت نوشت:امروز، نهمین روز از آخرین ماه فصل خزان، یکی از پاییزی‌ترین روزهای زندگی من بود؛ سرد و تلخ و غم انگیز. روزی که همراه با تعدادی از اعضای هیئت دولت برای همدری با مردم شریف آذربایجان و به‌ ویژه خانواده‌های محترم جان باختگان حادثه‌ی قطار تبریز ـ مشهد به تبریز سفر کردیم و در یکی از غمگنانه‌ترین مراسم تشییع حضور یافتیم. عظمت و بزرگی مردم غیور آذربایجان از روزهای دور تا امروز در برگ برگ کتاب قطور تاریخ این مرز و بوم می‌درخشد؛ امروز هم در سوزی پاییزی، پس از چهار روز از وقوع این حادثه‌ی جانگداز، آمده بودند تا مسافران بهشتی خود را به خاک بسپارند، عزیزانی که پایان زندگی مادی‌شان، تعبیر آیه ١٠٠ سوره نساء است و اجر و پاداش‌شان نزد خدای بزرگ محفوظ.          آنچه در این چند سطر می‌خواهم بر آن تاکید کنم حضور پرشور، همراه با صبوری، خویشتنداری و متانت مردم شریف و داغدار آذربایجان در این مراسم است و حضوری چنین شکوهمند، مسئولیت دولت را در پرداختن به علل وقوع این‌گونه حوادث، فارغ از هرگونه هیاهوی سیاسی و فضای احساسی دو چندان می‌کند. بر اساس اطلاعات و مستندات، بعد از وقوع این حادثه، همه‌ی دست اندرکاران و آنها که باید، تلاشی گسترده و خستگی‌ناپذیر را آغاز کردند که از همه آنها باید تشکر کرد اما در هر حادثه، نکات عبرت آموزی نیز وجود دارد که نباید مغفول بماند و ابعاد حادثه چه به لحاظ دلایل وقوع و چه امدادرسانی پس از آن، باید به‌دقت واکاوی شود تا در آینده شاهد تکرار حوادث نباشیم.           خوشبختانه با دستور صریح رئیس جمهور و رئیس قوه قضائیه هیئتی با دقت کامل بررسی کلان ماجرا را برعهده گرفته‌اند؛ من هم بازرس ویژه‌ای تعیین کردم تا عملکرد همکارانم در اورژانس و مراکز درمانی به دقت بررسی و تحلیل شود. هرچند که در عیادت از مصدومان، هم آنها و هم خانواده‌های‌شان از خدمات دریافتی ابراز رضایت می‌کردند. در پایان و در شب شام غریبان هموطنان‌مان در تبریز، لازم می‌دانم از استاندار مدیر، محبوب و محترم آذربایجان شرقی که از زمان وقوع حادثه حضوری فعال و مدبرانه داشتند و از تمام نیروهای استان تشکر کنم که این مراسم باشکوه را با نظم و ترتیب برگزار کرده، موجب آرامش مردم عزیزآذربایجان و خانواده‌های داغدار شدند.            یادداشت وزیر بهداشت؛ پاییزی‌ترین روز آذربایجان

علم برای خواب هایی که می بینیم چه تعابیری دارد؟

۱۰ آذر ۱۳۹۵
میگنا: خواب و رویا همیشه یکی از مسائل جذاب و پیچیده زندگی بشر محسوب می شده. در عالم خیال هیچ رویدادی بعید نیست و حتی می توانید فردی که سال ها پیش فوت کرده را دوباره زنده و سلامت در مقابل چشمان خود دیده و با وی هم کلام شوید. برخی از آدم های سراسر دنیا به تعبیر کردن رویاهای خود علاقه ویژه ای دارند و بر این اساس، در زندگی روزانه خود به دنبال تعبیر شدن خواب ها هستند. تعریف نشانه های رویا در مذهب و ادبیات امری عادی محسوب می شود اما در علم، خیر. دانشمندان سال هاست که به دنبال کشف مفهوم واقعی رویا و تعبیر تصاویری هستند که انسان هنگام خواب آنها را مشاهده می کند، اما هنوز به هیچ نتیجه واحد و قابل قبولی دست نیافته اند. البته شایان ذکر است که تعاریفی در این باب دارند که در ادامه این مطلب می توانید گوشه هایی از آنها را مطالعه کنید.   رویا چیست؟ یکی از دشوارترین چالش های که دانشمندان در مسیر تحقیقات خود در رابطه با خواب و رویا با آن مواجه هستند، مفهوم دقیق رویاست. «پنه لوپه لوئیز» نویسنده کتاب «دنیای مرموز خواب: دانش عجیب مغز وقتی در حال استراحت است» و مدیر اجرائی آزمایشگاه خواب و حافظه در دانشگاه منچستر، در این رابطه یک مفهوم کلی را بیان داشته است. لوئیز اعتقاد دارد که رویاها «ادراک، افکار یا احساساتی هستند که یک فرد در طول روز آنها را تجربه می کند.» هنگامی که خواب می بینید، مغز در حال پردازش احساسات است. مغز اغلب در مرحله  REM (حرکت تند چشم در خواب) رویا می بیند؛ زمانی که به واسطه آن بدن در حالت خواب عمیق قرار دارد اما مغز در حالت بیداری است. «روبرت هاس» مدیر سابق مرکز بین المللی مطالعه در مورد خواب نیز در گفت‌وگو به پایگاه اینترنتی اینسایدر گفته: «سه بخش از مغز در زمان خواب دیدن فعال می شوند. نخست، سیستم لیمبیک است که پردازش احساسات را به عهده دارد. دوم بخش زیر غشایی است که با دستگاه کناره ای همکاری دارد و وظیفه اش حل مسائل و یادگیری است. در آخر هم بخش های گوناگونی از  قشای مغز است که رویاها در آنجا شکل می گیرند.» هنگامی که خواب می بینید، مغزتان در حال رفع مشکلات احساسی شماست. به گفته «هاس»، رویاها به طور مستقیم با مشکلات روحی افراد ارتباط دارند. به باور وی، بهترین راه برای تعریف رویا این است که آن را یک روند طبیعی فرض کنیم که در نتیجه رویدادهایی که در طول روز برایمان رخ داده اند، شکل می گیرند. این مقوله یادگیری انطباقی نام دارد. در طول روز، ما با مسائل گوناگونی دست و پنجه نرم می کنیم و شرایط مملو از استرس و هیجانات منفی را تجربه می نماییم که تقریبا همگی، مشکلات ناشی از احساسات محسوب می شوند. برای حل معضلات احساسی، مغز از مقوله های قدیمی کمک می گیرد. رویاهای شما در واقع اَشکالی از تفکرات و مشکلاتی هستند که مغز مجسم نموده. به همین خاطر است که بخش یادگیری مغز هنگام خواب دیدن فعال می شود. مغز انسان در روشی هوشمندانه، هنگام خواب درگیر حل مشکلاتی است که فرد با آنها مواجه شده و برای این امر دست به دامن رویدادهایی می شود که در گذشته رخ داده اند تا به ریشه و منشا اصلی مسائل کنونی دست پیدا کند. به طور مثال، هنگامی که از به هم خوردن برنامه های خود در دقیقه نود ناراحت می شوید، مغز تلاش می کند تا نمونه مشابه این حسرا که قبلا تجربه کرده اید را به خاطر بیاورد تا به واسطه آن متوجه گردد که چگونه می توان بر این حس منفی یا مشکل پیش آمده، فائق آمد. این روند با حالت عادی که فرد در بیداری آنها را انجام می دهد، متفاوت خواهد بود. هاس در این رابطه همچنین بیان داشته: «به همین خاطر است که خواب ها اصولا پریشان و در هم هستند و انسجام خاصی بین صحنه های مختلف رویاها وجود ندارد. هر کدام از صحنه ها تلاش مغز برای حل مشکل پیش آمده به شمار می روند.»   تمامی تصاویری که در خواب مشاهده می کنید مشابه مسائلی است که در آن دوره زمانی درگیرشان هستید. هنگامی که مغز در حال کنکاش در مسائل احساسی است، به حافظه بصری جائی که همان حس مشابه را تجربه کرده بودید، پناه می برد. برای شرح این مقوله از همان مثال قبلی، یعنی کنسل کردن برنامه ها در لحظه آخر استفاده می کنیم. به این واسطه، در چنین مواقعی ممکن است خواب ببینید که به دانشگاه موردعلاقه خود راه نیافته اید. یا مثلا خاطره هایی همانند وقتی که کسی از بیرون آمدن با شما سر باز زده برایتان زنده خواهند شد. هاس در این باره بیان داشته: «رویاها اغلب به گذشته سفر می کنند تا حس های مشابه را شخم زده و بیرون بیاورند و با کمک آنها، راه حل مشکل کنونی را بیایند. بنابراین، خواب های شما در واقع افکار، خاطرات و کارهایی است که خودتان به انجام رسانده اید.» خواب ها هرگز مساله تازه ای را یادآور نمی شوند اما همچنان ارزش توجه کردن را دارند. خواب و رویا برخلاف تصور بسیاری از ما نشانه رویداد یا خبر خاصی نیستند و همان طور که پیش از این هم اشاره کردیم، فقط تلاش مغز برای رفع مشکلات احساسی است. اگر شاداب از خواب بیدار شوید، احتمال اینکه مغز مشکلتان را حل کند، زیاد است و حتی لازم نیست خودتان در این رابطه کاری انجام دهید. البته توجه کردن به رویاها و خواب ها این مزیت را دارد که متوجه می شوید در چه رابطه مشکل احساسی دارید و می توانید در دنیای واقعی برای رفع آن تلاش کنید. بدون شک در حالت هوشیاری و بیداری، بهتر می توان به حل مسائل پرداخت.لینک ورود به کانال میگنا   فروغ بیداری – سایت روزیاتو علم برای خواب هایی که می بینیم چه تعابیری دارد؟

کودکان هوش را از مادر به ارث می برند یا پدر؟

۱۰ آذر ۱۳۹۵
میگنا: تحقیقاتِ دانشمندان نشان می‌دهد که زنان به خاطر داشتن دو کروموزوم X احتمال بیشتری برای انتقال ژن هوش به فرزندانشان دارند. این در حالی است که مردان فقط یک کروموزوم X دارند و علاوه بر این دانشمندان اکنون بر این باورند که ژن حامل عملکردهای شناختی پیشرفته که از پدر به ارث می‌رسد ممکن است به طور خودکار غیرفعال شوند. مطالعات آزمایشگاهی با استفاده از موش‌های اصلاح ژنتیک شده نشان داد که کسانی که با یک دوز اضافی از ژن مادر به دنیا آمده‌‌اند مغزی بزرگ و جسمی کوچک دارند اما این موضوع در مورد کسانی که این دوز اضافی را از پدرانشان به ارث برده‌اند بلعکس است یعنی مغزی با حجم کوچکتر و جسمی بزرگتر دارند. این موضوع یک پیوند قوی میان کودک و مادر ایجاد می‌کند و تصور می‌شود احساس امنیتی که به این واسطه در کودکان ایجاد می‌شود به آنها اجازه می‌دهد تا به کشف جهان بپردازند و در حل مشکلات اعتماد به نفس داشته باشند. علاوه بر این، به گفته محققان مادران تمایل دارند به کودکانشان در حل مشکلات کمک می‌کنند به جای اینکه آنها را راهنمایی کنند تا با استفاده از پتانسیل بالقوه خود به رفع مشکلاتشان بپردازند. کودکان هوش را از مادر به ارث می برند یا پدر؟

چگونه با افراد مختلف صحبت کنیم ؟

۱۰ آذر ۱۳۹۵
دسته‌بندی نشده

چگونه با افراد مختلف صحبت کنیم ؟

چگونگی صحبت و تعامل  کردن با افراد متفاوت

نحوه صحبت کردن شما بیانگر میزان احساساتتان از آنچه می‌گویید می‌باشد به این معنا که وقتی شروع به صحبت می‌کنید، هر جمله‌ای که در صحبت‌هایتان به کار می‌برید، نشان دهنده احساسات شما از مسأله مورد نظر می‌باشد و دیگران با شنیدن صحبت‌ها و عقاید شما نسبت به آن مسأله، به احساسات درونی‌تان، پی می‌برند در هنگام گفتگو و تبادل نظر به یاد داشته باشید.

  • قبل از شروع  دقیقاً بدانید که می‌خواهید درباره چه و چگونه صحبت کنید..
  • صریح باشید و فقط درباره اصل موضوع صحبت کنید زیرا اشخاص از وقت تلف کردن بیزارند.
  • هنگام گفتگو با افراد، دقیق و واقع‌بین باشید و به آنها فرصت دهید تا بدانند که شما قابل اعتماد هستید.
  • با اشخاص غریبه خودمانی رفتار نکنید بلکه سعی کنید رسمی باشید.
  • گفتگوی خود را با تعریف از افراد شروع کنید و به آنان صادقانه علاقه نشان دهید.
  • بهتر است احساسات افراد را جریحه‌دار نکنید.
  • سعی کنید افراد از گفتگو لذت ببرند و بخشی از گفتگو را به مسائل دوستانه و آشنایی اختصاص دهید.
  • در مورد اهداف اشخاص و آنچه خوشحالشان می کند، صحبت کنید.
  • در حین گفتگو با افراد، سرد و بی احساس نباشید و برای آنان قانون وضع نکنید.
  • از اشخاص بخواهید نظرات و عقاید خود را بیان کنند.
  • به اصل مطلب توجه کنید درباره مطالب متفرقه صحبت نکنید.
  • واضح و منطقی با اشخاص صحبت کنید.
  • سعی کنید به افراد دستور ندهید، چون مخالفت خواهند کرد.

چگونه با افراد مختلف صحبت کنیم ؟

 

  • با گوشه و کنایه گفتگو نکنید. اگر شما بتوانید شرایط حاکم بر جمع و حال و حوصله افراد اطرافتان را درک کنید، روابط شخصی شما مانند یک سفر دریایی نرم و آرام خواهد شد. زمانی ممکن است یک پاسخ کنایه‌آمیز بتواند طوفانی از خنده به راه بیاندازد. اما باید متوجه باشید این شادی زودگذر باعث دلخوری و دلتنگی فرد دیگری نشود.
  • هستند کسانی که هم، نظر و عقیده خود را مطرح کنند و هم نظر مخاطب را جلب کنند، غافل از اینکه با این کار مخاطب نمی‌تواند جمله‌های آنها را دنبال کند و نهایتاً از صحبت کردن با وی خسته می‌شود.
  • ملایم کردن صدا در بیان احساسات، هیجانات و حتی ترس مؤثر واقع می‌شود و اگر همیشه با نرمی و ملایمت گفتگو کنید، بهتر می‌توانید دیگران را متقاعد سازید و مخاطب نیز افکارش را بر فتار شما متمرکز می‌کند.
  • هرگز آنطور که خودتان می‎‌پسندید گفتگو نکنید، زیرا ممکن است مایل باشید با صدای بلند صحبت کنید، اما شنونده از صدای بلند شما بیزار باشد. بنابراین باید بدانید که در چه محیطی با مخاطب صحبت می‌کنید و محیطی که در آن به سر می‌برید ساکت است یا شلوغ، با توجه به این مسأله تن صدای خود را تنظیم کنید.
  • هیچگاه به صورت یکنواخت و پی در پی صحبت نکنید زیرا تن صدای شما در این حالت برای شنونده کسل کننده می‌شود سعی کنید با خنده، لبخند، حالت تعجب شوخی و غیره به آنچه که بر زبان می‌آورید شکل دهید.
  • همیشه از کلماتی استفاده کنید که می‌دانید در نگرش و روحیه طرف مقابل اثر مثبت می‌گذارد و او را متقاعد می‌سازد.
  • تعیین حد و حدود شخصی بسیار ضروری است. برخی از افراد در حین این که روابط خوبی با دیگران دارند و با آنها گرم و صمیمی هستند، اما اجازه نمی‌دهند که آنها در زندگی خصوصی‌شان مداخله کنند. با توجه به این مسأله سعی کنید هنگام گفتگو با دیگران از مسائل خصوصی افراد که ارتباطی به شما ندارد، صحبت نکنید. اگر گوینده و شنونده، هر دو به این قانون ساده احترام بگذارند و در صحبت کردن حد حدود خود را بشناسند همیشه از بودن در کنار هم و هم‌صحبتی با یکدیگر لذت خواهند برد.
  • برقراری ارتباط با دیگران منحصر به ارتباط کلامی نمی‌شود و افراد در گفتگو با دیگران یا ندانسته پیام‌هایی را نیز به صورت غیر کلامی بر مخاطب ارسال می‌کنند.
  • عواملی چون لهجه، آهنگ صدا، تأکید و تکیه کلام‌ها و عوامل غیرکلامی مانند اشارات چشم‌ها، حالت چهره، قرار گرفتن بدن، حرکات و اشارات، تماس چشمی و طرز لباس پوشیدن و آرایش سر و صورت در درک و فهم مخاطب از پیام‌های ما بسیار مؤثر هستند ولی متأسفانه بسیاری از افراد در صحبت‌هایشان، به این مسائل بی‌توجه هستند و تصور می‌کنندکه درک و فهم طرف مقابل تنها از طریق پیام‌های کلامی حاصل می‌شود.
  • هنگام صحبت کردن استفاده از برخی کلمات برای افرادی که سطح درک پایین یا متوسطی دارند، صحیح نیست، تصور نکنید با استفاده از این‌گونه کلمات می‌توانید هوش و استعداد خود را نشان دهید.
  • استفاده از کلمات تزئینی و مبهم، ممختص افراد پرحرف می‌باشد. افرادی که زیاد صحبت می‌کنند، زیاد مثال می‌آورند و از کلمات ثقیل و سنگین استفاده می‌کنند، به تدریج زمان و مکان صحبت را از دست می‌دهند، مخاطب را خسته و خود نیز اصل مطلب را فراموش می‌کنند. پس سعی کنید تا جایی که می‌تواند از جملات کوتاه، مختصر و مفید استفاده کنید تا هم ارزش صحبت‌تان را بالا ببرید و هم رابطه خود را با دیگران گسترش دهید.
  • زمان گفتگو رسمی به جای کلمه “آره” از کلمه “بله” و به جای کلمه “نه” از کلمه “نخیر متشکرم” استفاده کنید.
  • می‌توانید کلمه “هان” را از هم دایره کلماتتان حذف کنید و به جای آن از جمله “ببخشید متوجه نشدم” استفاده کنید.

● از کلمات “لطفاً” و “متشکرم” زیاد استفاده کنید ؟  این دو کلمه رمز اصلی مؤدبانه گفتگو کردن می‌باشند.

مواد مخدری به نام “گل” در کمین دختران جوان

۱۰ آذر ۱۳۹۵
میگنا: هر از چند گاهی، مصرف مخدری جدید در میان برخی جوانان  شایع می شود و بعد از سلب سلامتی و تندرستی آنها، محرز می گردد که این مواد تخدیری به ظاهر جدید،مشتقاتی است  از همان مواد مخدر خانمان‌سوز سابق،که بسیاری از مصرف کنندگان را به دام اعتیاد و به کام مرگ کشانده، است.-  حالا مدتی است در میان مواد مخدر مصرفی،نامی جدید به گوش می رسد که از آن  تحت عنوان «گل» یاد می شود.   سوداگران با این اطلاق واژگانی،گیاهی بودن آن را به رخ مصرف کنندگان می کشند،مخدری که بر خلاف نام خوشایند آن، تهدیدی جدی برای سلامتی محسوب می شود.   بر اساس گزارشات واصله،مصرف این ماده مخدر،اخیرا در میان برخی دختران جوان نیز شایع شده ،البته در این میان برخی پسران و آقایان نیز از مشتریان پرو پا قرص «گل» محسوب می شوند، اما شیوع آن در میان دختران به میزانی رسیده که حالا کارشناسان ،از آن به عنوان زنگ خطری جدی یاد می کنند.   *پیشروی نرم و موذیانه اعتیاد در دختران و زنان جوان     کیومرث شرافتی،جامعه شناس و آسیب شناس مسائل اجتماعی با اشاره به معضل اعتیاد به عنوان یکی از جدی ترین دغدغه ها و چالش های اجتماعی در جامعه اظهار داشت:متاسفانه در طول سالیان گذشته،عمدهِ جامعه هدفِ تدابیر و تمهیدات کنترل و پیشگیری از موادمخدر ، متوجه قشر مردان بوده و کمتر توجهی در این خصوص نسبت به طیف دختران و بانوان لحاظ شده است. در شرایطی که آمارهای منتشر شده در رسانه ها موید افزایش دو برابری معضل اعتیاد در قشر بانوان و دختران در بین سالهای ۸۶ تا ۹۰ است،می طلبد دستگاه های ذیربط کشور در حوزه آموزشی،فرهنگی و اطلاع رسانی توجه هر چه بیشتری را در این خصوص مبذول دارند.   شرافتی گفت:رشد و افزایش جمعیت دختران و زنان معتاد از ۵ درصد به بیش از ۹ درصد،هشداری جدی محسوب می شود که باید با فوریت و جدیت نسبت به اتخاذ تدابیر پیشگیرانه در  این خصوص اقدام کرد.   این جامعه شناس و آسیب شناس مسائل اجتماعی عنوان کرد:البته براساس ارزیابی های انجام شده،در حوزه پیشگیری از اعتیاد ضعیف عمل کرده ایم و در طول سنوات گذشته عمده تمرکز ما بر امر درمان استوار بوده که البته کم نیستند صاحب نظرانی که معتقدند در عرصه درمان نیز نتوانسته ایم پایداری لازم برای ترک را تداوم بخشیم. شواهد موید این واقعیت است که در عرصه اعتیاد مردان ضعیف عمل کرده ایم و در حوزه چالش اعتیاد در بین زنان و بانوان ضعیف تر،و با چنین اوصافی می طلبد نسبت به اعمال تمهیدات ویژه در عرصه های فرهنگی،آموزشی،اطلاع رسانی،درمانی و تدابیر پیشگیرانه مقتضی طرحی نو در اندازیم.   شرافتی با اشاره به شیوع مصرف ماده مخدر «گل» در میان دختران دانشجو گفت:برای توفیق در حوزه مقابله،کنترل و پیشگیری از اعتیاد زنان و دختران،باید ریشه ها و عوامل موثر در ظهور و بروز این معضل مورد توجه قرار گیرد در غیر این صورت با افزایش جمعیت زنان ودختران معتاد،چالشی جدی تر برای جامعه ایجاد خواهد شد که رفع آن،مستلزم هزینه کَردهای بسیاری خواهد بود.   براساس مطالعات انجام شده،عامل اصلی اعتیاد در میان دختران و برخی زنان به مسائل روحی،روانی، عاطفی و علی الخصوص استرس هایی معطوف می شود که با ضریب و شدت بیشتری در میان دختران و زنان ظهور و بروز پیدا می کند.   جامعه شناس و آسیب شناس مسائل احتماعی عنوان کرد:البته اعتیاد در زنان یا دختران به یک عامل خلاصه نمی شود و مسائل و دلایل متعددی در دچار شدن برخی از دختران به سوء مصرف مواد مخدر یا محرک موثر است و به بیانی دیگر باید گفت مسائل خانوادگی، روحی، عاطفی، روانی، شکست های عشقی و…نیز در دچار شدن به این ناهنجاری دخیل است.   *تفاوت اعتیاد دختران و زنان به سوء مصرف مواد مخدر در مقایسه با مردان    حمیده مروت،روانشناس و مدد کار اجتماعی در گفت و گو با باشگاه خبرنگاران، در تشریح مختصات اعتیاد در زنان عنوان کرد:متاسفانه در طول سالهای اخیر با تبلیغات گمراه کننده ای که در خصوص برخی از مواد مخدر شایع شده،بعضا عده ای از زنان و دختران از روی غفلت و ناآگاهی در دام اعتیاد گرفتار شده اند و زمانی آثار و تبعات این معضل هویدا و محسوس شد که مسیر بازگشت با پیچیدگی و دشواری های بسیاری روبرو شده است.در یک دوره ماده مخدر کراک،با تبلیغات بسیار و این توجیه که این مواد،مشابه مخدر مصرفی شایع در اروپا است،زندگی برخی جوانان گرفتار شده به این ماده ویران کننده را به سیاهی و تباهی کشاند ،زیرا اساسا پایه و مواد اولیه کراک مصرفی در اروپا از کوکائین بود،در حالی که کراک مصرفی در ایران همان هروئین فشرده به شمار می رفت. مروت گفت:در دوره بعد،شیشه به عنوان ماده ای به اصطلاح لاغر کننده که پوست صورت را شفاف می کند و قوه تامل و تفکر را بالای می برد در میان جوانان شایع شد و چه بسیار زنان ودخترانی که متاسفانه در آرایشگاه ها و باشگاه های ورزشی توسط افراد سود جو در دام این مخدر گرفتار شدند. و حالا شاهد هستیم ماده مخدر گل،با عناوین و تبلیغات جذاب،برخی جوانان  ساده لوح رانشانه می رود و این در شرایطی است که پایه و مواد اولیه این ماده به ظاهر خوش عنوان،همان ماری جوانا یا حشیش است.   وی افزود:باید با آموزش های هر چه بیشتر،به نوجوانان و جوانان و بخصوص دختران و بانوان اعلام کرد که ضریب اعتیاد و گرفتار شدن آنها به سوء مصرف مواد مخدر بسیار بالاتر از پسران و آقایان است.   مروت گفت: به واقع دختران و زنان با تعداد و تکرار  مصرف کمتری در مقایسه با مردان و پسران دچار اعتیاد می شوند و از سوی دیگر ترک این مواد نیز در دختران و خانم ها بسیار سخت تر و دشوارتر از ترک مصرف در میان آقایان است.   *گل،بستر ساز گرایش به مصرف مواد افیونی دیگر   مروت با اشاره به سهولت مصرف ماده مخدر «گل» در مقایسه با دیگر مواد مخدر عنوان کرد:سادگی شیوه مصرف این ماده مخدر و عدم نیاز به پایپ یا وافور باعث شده تا دختران و زنان با ساده اندیشی،اثرات مخرب این مخدر را نادیده بگیرند و گمان کنند آنچنان که استعمال این مواد به سهولت میسر می شود،ترک و پاکی از این مخدر نیز به سادگی امکان پذیر نیست.   وی افزود:بر خلاف تصور،مصرف و استعمال این ماده مخدر،تبعات و عوارض مخربی  رادر پی دارد که مغز،قلب، ریه ها را هدف قرار می دهد و در دراز مدت سرطان،تخریب سلول های خاکستری مغز،توهمات بسیار خطرناک و شیوع رفتارهای پر خطر از پیامدهای این ماده مخدر خواهد بود.   مروت در خاتمه یادآور شد:علاوه بر مخاطراتی که «گل» برای  سلامت انسان ایجاد می کند،این ماده دروازه ورود به منجلابِ تجربه دیگر مخدر ها و مواد محرک و افیونی است که می طلبد گروه های هدف این مواد،با درایت و هوشمندی از تجربه استعمال این ماده  فریبنده ،حتی برای یکبار نیز پرهیز کنند که در صورت دچار شدن به آن،آینده ای مبهم،تاسف آور در انتظار آنها خواهد بود که پیش بینی مخاطرات و عمق تخریب این ماده غیر قابل تصور و جبران ناپذیر خواهد بود.لینک ورود به کانال میگناباشگاه خبرنگاران مواد مخدری به نام

اگر روان شناسی بالینی به وزارت بهداشت برود نام آن بازگشت به خانه است و نه انتقال

۱۰ آذر ۱۳۹۵
میگنا:این روزها دوباره بحث انتقال روانشناسی بالینی به وزارت بهداشت به موضوع داغی در نزد روانشناسان تبدیل شده است . صرف نظر از اینکه بنده موضع موافق و یا مخالف داشته باشم ذکر چند نکته را ضروری میدانم. اولا بخش اعظم کسانی که به شدت به این خبر که هنوز هم قطعی بودنش معلوم نیست واکنش نشان داده اند روانشناسان غیر بالینی و حتی گاها غیر روانشناسان بوده اند. روانشناسان بالینی تا بحال موضع سکوت را انتخاب کرده اند و البته ظاهرا برای کسی هم نظر خود این روانشناسان اصلا اهمیتی ندارد. کما اینکه در جلسات تعیین تکلیف رشته خود روانشناسان بالینی دخالت چندانی داده نشده اند. دوم اینکه اغلب مخالفان استدلال می کنند که روانشناسی بیش از هرچیز دیگری روانشناسی است و پسوندها اهمیت خاصی ندارد و آموزش و تخصص گرایشهای مختلف تفاوت چندانی با همدیگر ندارند. فقط جهت استحضار این عزیزان نمونه ای از دروس دوره دکتری تخصصی روانشناسی بالینی را در یک کارنامه آموزشی صادره از دانشگاه علوم پزشکی ایران بارگذاری خواهم کرد ،صرفا برای تنویر افکار عمومی. سوم اینکه روانشناسی بالینی در آمریکا تدوین و مدل آموزشی منحصر به فرد آن یعنی مدل دانشمند متخصص بالینی هم در کنار آن معرفی شد و حیطه های آموزشی و متعاقب آن حرفه ایش تشخیص ،درمان و پژوهش در زمینه سبب شناسی اختلالات روانی و اثربخشی مداخلات درمانی و. .. اعلام شد تا مرزهای این رشته جدید در روانشناسی با سایر گرایشها پررنگتر و مشخص تر شود . چهارم اینکه آموزش روانشناسی بالینی نیازمند فیلد آموزشی ، امکانات بالینی ،درمانگاههای تخصصی و کادر آموزشی مجرب و متخصص میباشد که متاسفانه در دانشگاه های وزارت علوم از این امکانات اندک خبری است آن هم به همت خود اساتید و لابی گری های شخصی شان. تاسف بارتر اینکه در خیلی از دانشگاه های کشور دروس تخصصی بالینی را کسانی تدریس می کنند که خود این دروس را نخوانده و در آن زمینه آموزش ندیده اند. پنجم، دوستان عزیز مرتب از جداسازی بخشی از روانشناسی از وزارت علوم و انتقال آن به وزارت بهداشت حرف میزنند. دوستان لابد میدانند که روانشناسی بالینی برای اولین بار در بیمارستان روزبه دایر و توسط روانشناسان بالینی آن بیمارستان که البته مستقل از گروه روانشناسی دانشگاه تهران بود تربیت شدند(توسط مرحوم دکتر شاملو و دکتر قاسم زاده). بعد از انقلاب هم دانشگاه علوم پزشکی ایران پیشتاز دایر کردن روانشناسی بالینی هم در مقطع کارشناسی ارشد و هم دکتری بود و است و بخش اعظم روانشناسان بالینی توسط این دانشگاه و انستیتو روانپزشکی آن تربیت شده اند و به حق پیشتازان عرصه بهداشت روان هم در بخش پژوهش و هم آموزش و البته مداخلات درمانی و خدمات پیشگیری بوده و هستند. لذا اگر این اتفاق رخ دهد نام آن برگشت به خانه میتواند باشد و نه انتقال. ششم همکاران محترم بنده خودم هنوز موضع قطعی در این مورد ندارم ولی خواهش میکنم بدون تعصب به موضوع نگاه کنیم اکنون در همین استان خود ما (آذربایجان شرقی) در بیش از ده واحد دانشگاهی رشته روانشناسی بالینی با صدها و شاید هزاران دانشجوی ارشد در حال تحصیل هستند، در حالیکه هیچکدام از این دانشگاهها حتی یک عضو بالینی ندارند فقدان درمانگاه و امکانات بالینی و سوپرویزن که دیگر گفتن ندارد. حالا این مسئله را مقایسه کنید با رشته پرستاری ،گفتار درمانی، مامایی،شنوایی سنجی ،فیزیوتراپی و. … ببینید آیا وزارت بهداشت از استاندارد های آموزشی قابل قبولتری برخوردار است یا دانشگاه های تحت پوشش وزارت علوم. چطور است که این بلای دانشگاه سوز و علم سوز توسعه غیر منطقی و فله‌ای رشته‌ها فقط در مورد رشته هایی صورت گرفته که متولی آن وزارت علوم بوده است. آیا در دانشگاه های پزشکی از ساحت علم حفاظت شده یا در سایر دانشگاهها. هفتم اگر دوستان نگران سرنوشت سازمان نظام روانشناسی و مشاوره هستند ،باید گفت این سازمان مصوب مجلس است،رئیس آن از ریاست محترم جمهوری حکم میگیرد و صرف نظر از اینکه روانشناسان در کجا آموزش میبینند، رسیدگی به مسایل صنفی و حرفه ای آنان را قانون به عهده سازمان گذاشته است و بنابراین از این نظر سازمان نظام روانشناسی و مشاوره را هیچ چیزی تهدید نمی کند. دکتر مجید محمودعلیلو روانشناس بالینی و استاد دانشگاه تبریز ورود به کانال خبری روان شناسی میگنانظر شما چیست؟ اگر روان شناسی بالینی به وزارت بهداشت برود نام آن بازگشت به خانه است و نه انتقال

نامه دکتر افروز به وزیر علوم درباره انتقال رشته روان شناسی بالینی

۹ آذر ۱۳۹۵
متن نامه دکتر افروز بشرح ذیل است: هوالحکيم استاد معظم جناب آقاي دکتر محمد فرهادي وزير محترم علوم، تحقيقات و فناوري باعرض سلام و آرزوي سلامت و توفيقات روزافزون الهي براي حضرتعالي و همکاران محترم ضمن تشکر از تلاش هـاي ارزشمند حضرت عـالي در زعـامت نظام آموزش عالي کشور، بر خود فرض مي دانم در ارتباط با رشته ها و گرايش هاي روان شناسي، جايگاه دانشگاهي و ملي آن چند نکته اي را جهت مزيد استحضار حضرتعالي معروض مي دارد. اساساً در يک نگاه ساده و در عين حال علمي، روان شناسي دانش مطالعه چگونگي و چرايي رفتار و پيشگيري از واماندگي ها و آسيب پذيري ها، ترسيم مناسب ترين بستر رشد متعادل و متعالي شخصيت، اصلاح و مديريت مطلوب رفتار، ارتقاي سلامت روان در خانواده ها و جامعه و بالطبع در ايران اسلامي در حريم فرهنگ و ارزشهاي والاي ديني است. به سخن ديگر، روان شناسي صرفاً در اختلال يابي و درمان اختلالات شخصيتي خلاصه نمي شود؛ رسالت اصلي روان شناسي و روان شناسان در رشته ها و گرايش هاي مختلف، کمک به رشد و تحول مطلوب زيستي، شناختي، رواني و اجتماعي کودکان، نوجوانان و بزرگسالان است. از اين منظر همه رشته ها و گرايش هاي روان شناسي به مثابه شاخه هاي همگرا و متوازن يک درخت واحد تلقي مي گردند که ريشه مشترک دارند و قامت استوار و رسالت همسو. همان قدر که روان شناسي تحول و روان شناسي تربيتي در رشد مطلوب و سلامت کودکان و نوجوانان نقش دارند، روان شناسي اجتماعي و روان شناسي صنعتي و سازماني نيز در بهداشت رواني جامعه و سلامت و پويايي شاغلان و کارگزاران اثربخش مي باشند. بدون ترديد هدف اصلي روان شناسي سلامت نيز پيشگيري از آسيب ها و دل مردگي ها و ارتقاي بهداشت رواني انسانهاست و در همين نگاه، نقش اصلي روان شناسان باليني نيز مطالعه چگونگي رشد و تحول شخصيت، بررسي عوامل آسيب زا، ارزيابي ويژگي ها و فرآيند تحول مطلوب مؤلفه هاي شناختي، عاطفي و رواني تحوّل شخصيت و کمک به افراد آسيب ديده براي خوديابي، بازپروري و بازيابي سلامت شناختي و روان شناختي است. لذا همه رشته هاي روان شناسي در تعامل با هم در جهت نيل به هدف مقدس مشترک قرار دارند. جناب آقاي دکتر فرهادي در همه جاي دنيا، همه رشته هاي روان شناسي در دپارتمان ها و دانشکده هاي روان شناسي قرار دارند. اگر نگاهي به دانشگاه هاي برتر جهان داشته باشيد به سهولت ملاحظه مي فرمايند که گرايش ها و رشته هاي مختلف روان شناسي در کنار هم قرار دارند و اساتيد مربوط باهم تلاش مي نمايند. يقيناً جدا نمودن چند رشته روان شناسي با نگاه خاص، يعني بریدن شاخه يا شاخه هايي از يک تنه درخت موزون و استوار و پيوند زدن آن به حوزه پزشکي نمي تواند امري منطقي و معقول باشد. بديهي است با عنايت به نياز همه رشته هاي روان شناسي براي بهره مندي از امکانات مراکز آموزشي، بهداشتي، بازپروري و درماني جهت اکتساب تجارت حرفه اي و تخصصي دانش پژوهان، مي بايست تدابيري اتخاذ نمود که مراکز توان بخشي و بيمارستان هاي آموزشي وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکي به سهولت براي دانشجويان همه رشته هاي روان شناسي قابل استفاده باشد. البته اميد آن است که در اولين فرصت ممکن وزارت آموزش عالي کشور عهده دار آموزش همه دانشجويان در همه رشته ها باشد و انتزاعي که چند دهه پيش در شرايط خاص اجتماعي- سياسي صورت پذيرفت مجدداً به آغوش وزارت علوم، تحقيقات و فناوري باز گردد. در خاتمه با پوزش از تصديع استدعا دارد به گونه اي که مقدور است دستور فرمايند يکپارچگي رشته هاي روان شناسي در دانشکده هاي روان شناسي دانشگاه هاي تحت پوشش وزارت علوم، تحقيقات و فناوري با بالاترين کيفيت حفظ گردد. اينجانب نيز براي پيگيري اين مهم در خدمت خواهم بود. با سپاس مجدد از حسن توجه و اقدام بايسته حضرتعالي. دکتر غلامعلي افروز استاد ممتاز دانشگاه تهران رئيس فدراسيون آسيايي شوراي جهاني روان درماني نامه دکتر افروز به وزیر علوم درباره انتقال رشته روان شناسی بالینی

۱۰ دلیل مخالفان و موافقان انتقال روانشناسی بالینی به وزارت بهداشت

۹ آذر ۱۳۹۵
به گزارش میگنا دکتر حمید پورشریفی، دانشیار روانشناسی سلامت درباره انتقال روان شناسی بالینی به وزارت بهداشت یادداشتی را منشر کرد:- 10 دلیل مخالفان انتقال ۱٫ این تصمیم و منطقی مبنایی آن، حکم می کند، در آینده رشته حقوق به وزارت دادگستری، تمام رشته های فنی به وزارت صنایع، تمام رشته های کشاورزی به وزارت کشاورزی، تمام رشته های تربیت بدنی به وزارت ورزش و جوانان و تمام رشته های هنر به وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی منتقل شود. ۲٫ جابجایی روانشناسی بالینی به وزارت بهداشت، ممکن است بر جایگاه سازمان نظام روانشناسی تاثیر سویی داشته باشد. ۳٫ جابجایی روانشناسی بالینی به وزارت بهداشت، ممکن است بر جایگاه دیگر گرایش های روانشناسی تاثیر سویی داشته باشد. ۴٫ جدا کردن شاخه‌هایی از روانشناسی از مجموعه رشته‌های علوم انسانی بی‌توجهی به ابعاد فرهنگی و اجتماعی تأثیرگذار بر رفتار انسان است. ۵٫ ما روانشناسی را از علوم انسانی جدا می‌کنیم و به سمت علوم پزشکی می‌بریم بدین معناست که می‌خواهیم رفتار انسان را فقط در بعد زیستی و عصب‌شناختی و در واقع تک عاملی بررسی کنیم. ۶٫ نگرانی ما از نگاه تک بعدی، خطی و زیست پزشکی وزارت بهداشت به انسان است. ۷٫ در صورت جابجایی، روانشناسی بالینی زیرمجموعه روانپزشکی قرار می گیرد. ۸٫ مشکلات روانشناسی بین وزارتین مشترک است و با جمع کردن مشکل در یک ظرف نمیتوان آن را به بیمشکلی تبدیل کرد. ۹٫ در تمام دنیا قسمت آموزش نظری و آموزش عملی در دو محیط آموزشی کاملا مختلف انجام میشوند. ۱۰٫ وزارت بهداشت از ابتدا متولی فراهم نمودن و نظارت بر سلامت جامعه بوده و وزارت علوم هم عهده‌دار آموزش عالی بوده است. – ۱۰ دلیل موافقان انتقال ۱٫ آنچه اتفاق می افتد، نه یک جابجایی، بلکه تثبیت جایگاه روانشناسی بالینی در وزارت بهداشت است؛ چرا که خاستگاه روانشناسی بالینی وزارت بهداشت بوده است. ۲٫ اگر تاکنون روانشناسی بالینی در وزارت بهداشت باقی می ماند، این چنین توسعه نابجا و غیر اصولی رخ نمی داد. ۳٫ اگر تاکنون روانشناسی بالینی در وزارت بهداشت باقی می ماند، کیفیت آموزش به ویژه آموزش عملی و مهارتی بسیار بهتر از وضعیت فعلی بود. ۴٫ انتقال روانشناسی بالینی به وزارت بهداشت نافی نگاه سلامت نگر نیست؛ کما اینکه اولین مدرسان مهارت های زندگی در کشور دانش آموختگان روانشناسی بالینی وزارت بهداشت بودند. ۵٫ انتقال روانشناسی بالینی به وزارت بهداشت، الزاما به قیمومیت روانپزشکان منجر نخواهد شد، چراکه در حال حاضر در دانشگاه هایی مثل دانشگاه علوم پزشکی ایران و دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی، گروه روانشناسی بالینی و گروه روانپزشکی، با ماهیتی کاملا مستقل پیش می روند و همکاری بین رشته ای وجود دارد. حتی در دانشگاه علوم پزشکی ایران، گروه روانشناسی بالینی به دانشکده علوم رفتاری مستقل تبدیل شده و در حال حاضر چهار رشته روانشناسی را تربیت میکند. ۶٫ درصورت انتقال روانشناسی بالینی به وزارت بهداشت، افرادی که در حال حاضر در دانشگاه های غیر از علوم پزشکی شاغل به تحصیل هستند با مشکلی مواجه نخواهند شد. ۷٫ می توان در وزارت بهداشت ماند و همچنان نگاه همه جانبه زیستی، روانی و اجتماعی را حفظ کرد. ۸٫ می توان در وزارت بهداشت ماند و در کنار نگاه بیماری نگر، نگاه سلامت نگر را حفظ نمود. ۹٫ جدایی گرایش و رشته از وزارت علوم، به معنای جدایی حرفه ای روانشناسان بالینی از کل روانشناسان نیست و آنها همانند دیگر گرایشهای دیگر روانشناسی همچنان به لحاظ حرفه ای در زیر مجموعه سازمان نظام روانشناسی خواهند بود. ۱۰٫ نگاهی به دروس و کارورزیهای دوره ارشد و دکتری روانشناسی بالینی بیانگر ان است که آموزش دانشجویان این رشته نیازمند فیلد آموزش بالینی است که در اختیار وزارت بهداشت است. بهتر است ابتدا بر اساس بررسی هایتان، تصمیم بگیرید که کدامیک از گزینه ها را انتخاب می کنید (جابجایی یا عدم جابجایی؟) و سپس در صورت علاقمندی در کمپین های موافق یا مخالف شرکت کنید. لینک ورود به کانال روان شناسی میگنانظر شمــا چیست؟ 10 دلیل مخالفان و موافقان انتقال روانشناسی بالینی به وزارت بهداشت

تاثیر افسردگی مادران بر فرزندانشان

۹ آذر ۱۳۹۵
میگنا: فرشته کریمی زاده روان شناس کودک و خانواده درباره تاثیر افسردگی مادران بر روح و روان فرزندانشان بیان کرد: مادران افسرده به دلیل بی حوصلگی به میزان کافی به کودکان خود توجه نمی کنند و همین امر باعث ارتباط نادرست فرزند با مادر و بروز مشکلاتی مانند کمبود اعتماد به نفس در آنها می شود.   وی با بیان اینکه مادران افسرده فرزندان گوشه گیری دارند، اظهار داشت: کودکانی که مادر افسرده دارند بیشتر از سایر همسالان خود از ناتوانی در برقرای ارتباط با دیگران رنج می برند و اغلب آنها با انجام رفتارها و حرکات خاصی به دنبال جلب توجه دیگران به خصوص مادرشان هستند.   مادران افسرده اغلب به فرزند خود به چشم مزاحم نگاه می کنند و رفتارهای طبیعی کودک را بسیار منفی تلقی می کنند که این موضوع موجب نافرمانی، پرخاشگری و گرایش کودک و نوجوان به بازی های کامپیوتری می شود.   یکی از زمینه های به وجود آمدن افسردگی، استرس فراوان است و از آنجایی که اضطراب اختلالی است افراد آن را از یکدیگر یاد می گیرند، کودکانی که مادران افسرده دارند اغلب دچار استرس هستند.   کریمی زاده با بیان اینکه افسردگی مادران علاوه بر روح و روان بر جسم کودک نیز تاثیر فراوانی می گذارد، افزود: این کودکان به دلیل ناتوانی در برقراری ارتباط درست با دیگران به محیط اطرافشان توجه کمتری دارند که این امر باعث هوش کمتر آنها نسبت به همسالان خود می شود.   وی با تاکید بر اینکه بی توجهی مادر به فرزند موجب می شود تا نیاز های کودک از جمله نیاز به مواد غذایی مفید و خواب کافی در آنها به خوبی تامین نشود، اظهار کرد: کودکانی که مادر افسرده دارند اغلب دچار اختلال افسردگی هستند و این اختلال را از مادر خود می آموزند.   این روان شناس افزود: بهتر است افراد قبل از اقدام به بارداری و بچه دار شدن به پزشک و روان شناس مراجعه کنند تا در صورت افسردگی برای درمان آن هر چه زود تر اقدام کنند.لینک ورود به کانال میگنا   تاثیر افسردگی مادران بر فرزندانشان