ساعت رولکس

رویاهایت را خلق کن! | روانشناسی خلق اهداف | قانون جذب

۱۳ خرداد ۱۳۹۷

چگونه می توانیم به قله موفقیت صعود کنیم؟

خب توصیه من اینه که از توجه به ظواهر بگذرید و روی این نکته تامل کنید که واقعا شما کی و چی هستید؟

آیا می دونیدحدود بیست و چهار میلیون کیلو وات ساعت بر کیلو گرم انرژی پتانسیل در الکترون های اتم های بدن شما جای داده شده؟

یه قدرت طبیعی و فوق العاده.انرزی پتانسیل درون ما میتونه روشنایی یه شهر کوچک رو بمدت یک هفته تامین کنه.شما واقعا چی میخاید؟

یه ایده خوب در بخش خاصی از زندگی شما چقدر میارزه؟

چطور میتونم ثروت بیشتری بدست بیارم؟

تغییر زندگی بهتر برای من چطور اتفاق میافته؟

یعنی رویاهای من به واقعیت می پیونده؟

خب هر ساختمان و برجی در هر شهری رو در نظر بگیرید از فکر و دهن بشر مشتق شده است.

کلید قفل ایده ها و ارزوها می دونید چی باز میکنه ؟

قصد و اراده انسان..انچه ما دنبالش هستیم در خارج از وجود ما نیست بلکه درون وجود من هست.

آینده شما با آنچه که امروز انجام می دهید ساخته می شود، نه فردا.

گفته می شود هر گاه شاگر آماده باشد استاد خود پیدا می شود. اگر این مطلب را می خوانید، بدانید که بی شک آماده برداشتن گامی قوی در جهت تحول خود هستید. شاید به خواسته خود آماده ی خلق و دریافت بیش از آن چیزی هستید که در زندگی خود واقعا می خواهید.

این آموزش دلیلی در دستان شماست. می توانید حقیقت یک زندگی آگاهانه را شروع کنید. زندگی که پر از معنا و هدف است.همین حالا.

امروز شروع کنید، می توانید با ایجاد ارتباط دوباره با حقیقت درونی خود شروع کنید، بیاموزید و به شهودات خود اعتماد کنید و آگاهی خود را بالا ببرید.

 برای خلق رویاهایم باید چکار کرد؟

 اصلا می شود به آرزوهام برسم؟

من (محمد جانبلاغی) بر اساس چندین سال کار مشاوره و تجربه در زمینه آموزش های روانشناسی در این فایل آموزشی مطالبی برای شما ارائه میدهم که برای همیشه  شما را به اهداف و آرزوهایتان می رساند. چون به آموزش های که ارائه میدهم ایمان دارم.

 

درباره محمد جانبلاغی

  محمد جانبلاغی را بیشتر بشناسیم…

ماموریت این فایل آموزشی

هدف من از این دوره آموزشی این است که در شما ایمانی به وجود آورد برای تغییر.و مطالبی به شما الهام شود که شما دریابید خودتان را. و زندگی را که در آرزوی آن هستید بوجود آورید و با استفاده از ابزار، تدابیر و مفاهیمی ساده که در این فایل آموزش داده می شود زندگی خودتان را خلق می کنید.

امروز تصمیم با شماست

برای انجام کارهای بزرگ، ما نه تنها باید دست به عمل بزنیم، بلکه باید آرزو کنیم، نه تنها باید برنامه ریزی کنیم بلکه باید ایمانی راسخ داشته باشیم.

بعد از سفارش آنلاین لینک دانلود برای شما ایمیل می شود و در پنل سایت هم قرار خواهد گرفت.

شما در این دوره سرمایه‌گذاری می‌کنید چون از صمیم قلب دوست دارید به یک فرد خوشبخت و موفق تبدیل شوید، ما نیز خود را موظف می‌دانیم که به شما گارانتی اثربخشی دهیم. به همین دلیل برنامهٔ اجرایی پشتیبان و حامی برای شما تدارک دیده‌ام!

اگر با تهیه  این برنامهٔ آموزشی، از کاربردی بودن، اثربخشی و اجرای تمامی این موارد توسط خودتان، هیجان‌زده نشدید، محمد جانبلاغی شخصاً تمام هزینه های شما کامل بازگشت خواهد داد.

پس خوشبختی شما با تهیه این دوره قطعی و شکست شما محال است!!!!

.

آیا این مطالب جدید را مطالعه کرده اید؟

اگر این ده ویژگی را دارید کارآفرین موفقی هستید

۱۲ خرداد ۱۳۹۷

کارآفرینان برتر تافته‎ های جدا بافته ‎ای هستند که از خیلی جهات منحصر به فرد یوده و از افراد دیگر متمایزند.

نوع شخصیت، فرهنگ و ماهیت وجودی آنها با دیگران تفاوتهای زبادی دارد. آنها قهرمانانی می باشند سرشار از عزم و اراده، پر تلاش و جاه طلب.

کارآفرینان نوع دیگری به موضوعات نگاه کرده و می ‎توانند پیامدهای انجام یک کار را پیش بینی نمایند. آنها نیازی به گذراندن دوره ‎های آموزش عالی برای رسیدن به موفقیت ندارند. در ادامه به ۱۰ علت آشکار که چگونه یک فرد می ‎تواند به یک کارآفرین تبدیل شود خواهیم پرداخت.

۱- آنها می‎ خواهند تفاوت ایجاد کنند

کارآفرینان برای دستیابی به آرزوهای خود چشم انداز و برنامه ریزی دارند، حتی اگر کار آنها غیر متعارف باشد. آنها ممکن است به دنبال چیزهایی باشند که در مسیر عادی زندگی به آنها توجهی نمی ‎شود.

گاهی به آنها برچسب دیوانه زده ‎شده و از طرف ناباوران مورد تمسخر و قضاوت ‎های عجیب و غریب واقع می‎ شوند. با این اوصاف، آنها همچنان برای تغییر دادن دنیا و رسیدن به اهدافشان مصر می باشند.

۲- آنها هدف و مسیر مخصوص به خود را دنبال می ‎کنند

کارآفرینان هدایت و رهبری را بر عهده میگیرند، آنها هدف و مسیر مخصوص به خود را دنبال می ‎کنند تا به خواسته ‎هایشان برسند. اما ساختن این راه و مسیر همیشه هم از روی انتخاب نیست.

کمبود چالش ‎ها و فرصت ‎ها در بازار کار ممکن می باشد تا کارآفرین را مجبور کند مسیر و حرفه خود را تغییر دهد. معمولاً آنها خودشان خالق فرصت‎ ها هستند و از مهارت ‎های خود برای پیشبرد آن استفاده می ‎کنند.

۳- آنها علاقه زیادی به چالش دارند

کارآفرینان از رویارویی با چالش ‎ها هراس نخواهند داشت. کار آنها حل مشکلات، نوآوری و تغییر روند بازی است. آنها به محض اینکه فرصتی به دست می‎ آورند آن را تبدیل به یک پروژه، شرکت یا هر چیز قابل انجامی‎ می ‎کنند.

آنها سخت تلاش می کنند و تمام انرژی خود را صرف به سرانجام رساندن وظایفی که به دنبال آن هستند می نمایند. آنها این توانایی را در خود می بینند تا چیزهایی را مشاهده کنند که دیگران قادر به دیدن آن نیستند.

متأسفانه دیگران خیلی از آنها را نادیده می‎ گیرند و این افراد وقتی برای دیگران کار می ‎کنند به پیشنهادات آنها اهمیتی داده نمی ‎شود. اما یک کارآفرین واقعی آنقدر از هوش و ذکاوت کافی برخوردار است که از این فرصت ‎ها و امکانات به نفع کسب و کار خود استفاده میکند.

۴- آنها به شدت انعطاف‌ پذیر هستند

کارآفرینان به شدت انعطاف پذیر هستند و تنها به ۵ روز کاری ۸ ساعته معمول اکتفا نمی ‎کنند. آنها زمانی که برای خودشان کار می‎ کنند ساعت‎ های طولانی ‎تری را به آن کار اختصاص می دهند و این انعطاف پذیری بالا است که آنها را از سایرین متمایز خواهد کرد.

آنها همیشه از برنامه ریزی ‎هایی که منجر به کنترل بهتر اوضاع می‎ شود استقبال می ‎کنند.

۵- آنها به دنبال ثبات بیشتر هستند

فرقی نمیکند که برای خودشان باشد یا خانواده ‎شان، کارآفرینان ایده ‎هایی که از ثبات بیشتری برخوردار است را ترجیح می ‎دهند. واقعیت این است که ما ممکن است امروز در یک شرکت مشغول به کار باشیم و چند روز دیگر اخراج شویم.

کارآفرینان ایده ‎هایی را می ‎پسندند که نتایج آن امنیت مالی آنها را تضمین کند. ما می ‎توانیم به سختی در یک شرکت کار کنیم و مهارت ‎های خود را افزایش بخشیم اما همچنان به ترفیع و پاداش یا شکل دیگری از پیشرفت دست پیدا نکنیم.

حتی اگر پاداشی هم در کار باشد احتمالاً یک پاداش کوچک نقدی خواهد بود که تأثیری در پیشرفت کلی ما ندارد. کارآفرینان می ‎دانند وقتی برای کاری زمان می ‎گذارند به همان میزان پیشرفت نیز نصیبشان میشود.

۶- آنها می‎ خواهند خودشان شغل ایجاد کنند

یک عامل محرک برای برخی از کارآفرینان این است که بتوانند خودشان روزی اشتغال ‎زایی کنند. آنها به این فکر می باشند که بعد از بازنشستگی خود اعضای خانواده ‎شان از امنیت شغلی برخوردار بوده و نیازی به جستجوی کار نداشته باشند.

قابل درک است که ممکن است اعضای یک خانواده مثلاً شغل پدر را دوست نداشته باشند. اما آنها از اینکه در موارد بحرانی همچنان یک تکیه گاه داشته باشند سپاسگذار خواهند بود.

۷- معمولاً آنها دست کم یا نادیده گرفته می ‎شوند

خیلی از شرکت‎ ها متوجه این موضوع نیستند که این افراد چه موقعیت ‎های شگفت انگیزی را می ‎توانند برای کسب و کار سازمان به ارمغان بیاورند. مدیران اغلب توانایی‎ های بالقوه پرسنل خود را نادیده و دست کم می ‎گیرند و بعضی وقتها اصلاً خبر ندارند که چنین فرد با استعدادی در مجموعه آنها است.

۸- آنها مشتاق تغییر هستند

کارآفرینان معمولاً افراد بسیار مشتاقی هستند چرا که آنها برای موضوعات گوناگون اهمیت قائل هستند. آنها قبل از انجام یک کار می ‎توانند در ذهن خود تفاوت‎ ها را مشاهده کنند.

آنها همچنین قادر به شناسایی عواقب ناشی از انجام نشدن یک کار در شرایط و موقعیت‎ های خاص می باشند. آنها ممکن است از یک کار ناامید شوند، اما این حس گذرا است و اجازه نمی ‎دهند روی تصمیم آنها تأثیر منفی داشته باشد. اشتیاق می ‎تواند در سخت کوشی نیز نمایان شود که نتیجه آن تمرکز و مصمم شدن در انجام آن کار است.

۹- آنها در بازار کار محدود هستند

کارآفرینان زمانی که برای دیگران کار می ‎کنند از بعضی جهات حس محدود شدن دارند. فضای محدود برای پیشرفت، نگرانی از نادیده گرفته شدن، حس کم ارزش بودن و قدرناشناسی از جانب مدیران شرکتی که برای آن کار می ‎کنند، همه باعث می‎ شود تا آنها بیشتر مایل باشند کسب و کار شخصی خود را راه اندازی کنند. خیلی از کارآفرینان کار فعلی خود را ترک می ‎کنند تا سرنوشت و موفقیت خود را از نو رقم بزنند.

۱۰- آنها می‎ دانند که می‎ توانند تغییر ایجاد کنند

کارآفرینان به قدرت خود در ایجاد تغییر واقف هستند. آنها اعتماد به نفس بالایی نسبت به توانایی ‎های خود دارند. اگرچه بعضی اوقات دیگران نمی ‎توانند این قدرت و توانایی را درک کنند. کارآفرینان می ‎توانند به وضوح چشم اندازهای پیش روی خود را مشاهده کنند. همین توانایی این انگیزه را در آنها ایجاد میکند که به راه خود ادامه دهند.

تبدیل شدن به یک کارآفرین به طرز تفکر افراد بستگی دارد و معمولاً در ذات آنها حک شده است. مهم نیست که یک کارآفرین در حال حاضر تمام صفات مورد نظر را در خود داشته باشد، در برخی موارد در طول زندگی این مشخصات درون آنها شکل می‎ گیرد.

مثل یک گل که روزی شکوفه میدهد یا یک عقاب در حال اوج گرفتن، سرنوشت یک کارآفرین نیز به رشد و تعالی ختم میشود. این افراد برای رشد یا موفقیت نیازی به گذراندن دوره ‎های آموزش عالی ندارند. تنها به کمی‎ زمان نیاز است تا نبوغ آنها شکوفا شود.

دوسندارتان محمد جانبلاغی

آیا این مطالب جدید را مطالعه کرده اید؟

چطور مثل افراد بسیار اجتماعی رفتار کنید

۱۲ خرداد ۱۳۹۷

همیشه حس میکنید که دیگران از شما اجتماعی ترند؟ اگر اینطور فکر میکنید راه هایی به شما پیشنهاد میدهیم تا بتوانید مثل افراد بسیار اجتماعی رفتار کنید.

 

مراحل

سعی کنید بیشتر درباره چیزهایی که در اینترنت دیده اید و یا مطالبی که دوستتان برای شما ارسال کرده است صحبت کنید. این کار باعث میشود فعال تر و اجتماعی تر دیده شوید. در مورد موضوعات و مسائل جاری در جهان اطلاعات بیشتری بدست بیاورید تا بتوانید بوسیله ی آنها با دیگران ارتباط برقرار کنید. از اتفاقاتی که در جهان پیرامونتان می افتد آگاه باشید.

 

 

سرزنده و شاد باشید، این باعث می شود مردم شما را فردی مفرح و برونگرا تلقی کنند. ترسو و نگران نباشید. سعی کنید همیشه به دیگران لبخند بزنید و برای نشان دادن احساسات خود بیان سرزنده ای داشته باشید. برای تغییر فضا از موزیک های بروز استفاده کنید. این باعث میشود اطرافیانتان بدانند که شما با موزیک روز آشنایی دارید. اگر از موزیک شما خوششان نیامد، موزیکی متناسب با شخصیت آنها پخش کنید.

 

 

اگر مردم انتظار دارند بیشتر از کامپیوتر پای موبایل باشید فقط در زیر پست های خود عبارت “Sent from my iPhone” را تایپ کنید. با این حال، بهترین راه برای اجتماعی بودن این است که  تکنولوژی را از خود دور کنید یا حداقل به میزان کمتری از آن استفاده کنید. اگر بیشتر روز سرتان در گوشی باشد فرصت ارتباط با دنیا را از دست میدهید. به عنوان مثال، وقتی که در صف انتظار قرار دارید، سعی کنید معاشرتی تر باشید. به جای فرو بردن سر در گوشی سعی کنید با فرد کناری خود مکالمه ای را آغاز کنید. به بیان دیگر، با دنیا کمی بیشتر از همیشه ارتباط برقرار کنید.

 

 

جوری رفتار کنید که انگار کارهای بهتری برای انجام دادن دارید. برای اینکه به خانواده، دوستان و یا هرکس دیگری نشان دهید که فردی اجتماعی هستید، به مستند کردن زندگی خود از طریق شبکه های اجتماعی ای مانند فیسبوک، توییتر،اینستاگرام و غیره بپردازید. از مهمانی هایی که رفته اید عکس بگیرید و بعد ها در صفحه خود منتشر کنید. وقتی به مهمانی میروید، در یک گوشه و موبایل به دست ننشینید، سعی کنید حس و حال مهمانی را به خود بگیرید. سلفی و فیلم و عکس های گروهی بگیرید.

 

 

 

خودتان باشید! به جای تظاهر به اجتماعی بودن، بهترین راه برای نشان دادن اجتماعی بودن این است که واقعا اجتماعی تر شوید. اگر خجالتی هستید، بیشتر در اجتماع ظاهر شوید. اگر در صحبت کردن با دیگران و یا گروه ها مشکل دارید، در یک موزه ی محلی داوطلب شوید تا بتوانید با گروه ها و افراد تمرین صحبت کنید. ترجیحا یک موزه که به تور لیدر ها آموزش بدهد. اینکار مهارت های اجتماعی شما را بالاتر میبرد و شما را فردی اجتماعی تر میکند. همانطور که گفته شد، سعی کنید خودتان را بهتر کنید بجای اینکه خودتان را بهتر نمایش دهید.

 

نکات

  • هرچه بیشتر سوال بپرسید، احتمال بیشتری وجود دارد که علاقه ی افراد را جذب کنید. اگر فقط درباره خودتان، چیزهایی که دوست دارید و کارهایی که میکنید صحبت کنید، این مکالمه یک مکالمه ی یک طرفه خواهد شد و حوصله طرف مقابل شما سر خواهد رفت.
  • برای کمک به افزایش اعتماد به نفس، سعی کنید حداقل سه بار در روز و هربار به مدت دو دقیقه در آینه نگاه کنید. به چشم های خودتان در آینه خیره شوید و لبخند بزنید و به اینکه چقدر زیبا یا خوشتیپ هستید فکر کنید. اگر دوست داشته باشید حتی میتوانید با خودتان صحبت هم بکنید.
  • از دیگران تعریف و تمجید کنید، تا آنها فکر کنند که شما یک فرد مهربان هستید و میتوانند با شما کنار بیایند. چیزهای بد درمورد دیگران نگویید و شایعه پراکنی نکنید.
  • مشتاقانه گوش دهید. باید نشان دهید که به دقت گوش میدهید. اینکار را میتوانید با استفاده از زبان بدن مانند خم شدن به سمت جلو، تکان دادن سر، تماس چشمی و چرخش آرام بدن به سمت فرد انجام دهید. با این کار حتی اگر به طور مستقیم در مکالمه شرکت نکنید، اما ظاهر شما نشان میدهد که مشتاقانه در حال گوش دادن هستید و در دید بقیه بخشی از مکالمه به نظر خواهید رسید.
  • هنگامی که مشغول نوشتن پیام در موبایل خود هستید لبخند بزنید. افراد زمانی که بالاجبار به کسی مانند خانواده پیام میدهند لبخند نمیزنند. ولی همه میدانند که صحبت کردن با دوستان میتواند خوشایند تر باشد. پس لبخند زدن زمان نوشتن پیام میتواند به دیگران این مفهوم را منتقل کند که شما درحال صحبت کردن با شخص دوست داشتنی ای هستید.
  • زبان بدن در هنگام تلاش برای اجتماعی بودن یک مساله ی مهم است.شما باید اصول اولیه آن را یاد بگیرید. دست به سینه نشوید و پاهای خود را روی هم نیندازید. این کار نشان دهنده ی این است که شما مکالمه را پایان داده اید. همیشه زبان بدن خود را باز نگه دارید. شانه هایتان را عقب ببرید و سر خود را بالا بگیرید. این کار نشان دهنده ی ذهن باز است و همچنین نمایانگر این است که شما برای مکالمه آماده هستید.

آموزش جامع تربیت جنسی کودکان و نوجوانان

۱۰ خرداد ۱۳۹۷

⚡ چرا دوره تربیت جنسی؟

کارشناسان معتقدند بسیاری از نارسایی ها و بزهکاری های افراد در بزرگسالی، ارتباط مستقیم با تربیت ناصحیح آنان در زمینه مسائل جنسی دارد.

از هم اکنون به فکر آینده فرزندانتان باشید.

⚡ کودکان هر لحظه ممکن است سوالاتی درباره منشأ تولد،نحوه آن،جنسیت و … ازشما بپرسند.

پاسخ صحیح اینگونه سوالات چیست؟ و چگونه به این سوالات پاسخ میدهید؟ آیا میدانید هرگز نباید به فرزندتان در مورد مسائل جنسی دروغ بگویید؟

حقیقت را به چه مقدار و چگونه باید گفت؟

⚡ سر فصل های این فایل آموزشی:

 تعریف تربیت جنسی

 ضرورت تربیت جنسی

 آثار تربیت جنسی

 مراحل رشد غریزه جنسی

 انواع انحرافات جنسی

 پیامد انحرافات جنسی

 عوامل انحرافات جنسی

 راهکارهای تربیت جنسی در دوره شیرخوارگی، کودکی اول و کودکی دوم

 هویت جنسی

 نقش جنسی

 روش های جلوگیری از بیدارسازی غریزه جنسی و تحریک آن در دوره شیرخوارگی، کودکی اول و کودکی دوم

 انواع برخورد والدین با سوالات جنسی کودکان

 اصول پاسخگویی به سوالات جنسی کودکان

 ضرورت آموزش جنسی کودکان

 راهکارهای پیشگیری از سوء استفاده جنسی از کودکان

 مهارت های آموزش جنسی کودکان

 جایگاه رسانه در آموزش جنسی کودکان

 بررسی و آسیب شناسی شیوه های آموزش جنسی در دنیا

 مهارت های گفتگو با نوجوان در زمینه مسائل عاطفی و جنسی

 خود ارضایی و نیازهای جنسی نوجوان

و…

درباره مدرس این دوره

درباره محمد جانبلاغی

  محمد جانبلاغی را بیشتر بشناسیم…

محمد جانبلاغی این دوره را چندین بار برای دانشجویان، والدین، مربی مهدکودک ها و مدارس و… برگزار کرده اند.

 مشاهده توضیحات دوره های برگزار شده

ماموریت این فایل آموزشی

دوره آموزشی تربیت جنسی برای این طراحی شده است که شما را با جدیدترین مطالب تربیت جنسی کودک و نوجوان آشنا کند

و در نهایت به شما راهکارهایی را بدهد که بتوانید فرزندان توانا را تربیت کنید..

امروز تصمیم با شماست

که به فرزندانتان جدیدترین متدهای روز روانشناسی را برای محافظت از خودشان آموزش دهید

 

بعد از سفارش آنلاین لینک دانلود برای شما ایمیل می شود و در پنل سایت هم قرار خواهد گرفت.

شما در این دوره سرمایه‌گذاری می‌کنید چون از صمیم قلب دوست دارید به یک فرد خوشبخت و موفق تبدیل شوید، ما نیز خود را موظف می‌دانیم که به شما گارانتی اثربخشی دهیم. به همین دلیل برنامهٔ اجرایی پشتیبان و حامی برای شما تدارک دیده‌ام!

اگر با تهیه  این برنامهٔ آموزشی، از کاربردی بودن، اثربخشی و اجرای تمامی این موارد توسط خودتان، هیجان‌زده نشدید، محمد جانبلاغی شخصاً تمام هزینه های شما کامل بازگشت خواهد داد.


درصورتی که نیاز به توضیحات بیشتر برای آغاز این تحول بزرگ در خودتان دارید می توانید  با ما محمد جانبلاغی مستقیم تماس بگیرید

با کمال میل پاسخگوی شما هستم

 و منتظر شنیدن صدای گرمتون هستم..

.

آیا این مطالب جدید را مطالعه کرده اید؟

چطور با بحران در خانواده کنار بیاییم

۱۰ خرداد ۱۳۹۷

 

بحران در خانواده میتواند مریضی سخت یکی از اعضای خانواده باشد یا از دست دادن شغل سرپرست خانوار و یا حتی درگیری ها و دعواهای شدید بین اعضای خانواده. البته که هیچ کس نمیخواهد در یک شرایط بحرانی زندگی کند، اما در این مقاله راه هایی ارائه میدهیم که بتوانید با این شرایط خو بگیرید و حتی در مواردی بتوانید این بحران را برطرف کنید. پس این مقاله را بخوانید و به آن عمل کنید تا موفق به عبور از بحران شوید و با تنظیم کردن شرایط زندگی، آسایش را به خودتان هدیه دهید.

 

مراحل

رفتن عزیزانتان را باور کنید، چه رفتن به بیمارستان و چه رفتن به دنیای ابدی.

  • این کار امر بسیار دشواری است به خصوص اگر تا پیش از این سعی میکردید این قضیه را انکار کنید. اما برای بهبود یافتن، باید قبول کنید که جریحه دار شده اید.
  • بدانید که غصه دار و اندوهگین بودن نشانه ی سلامت روان شماست اما سعی کنید روی این غصه ها متمرکز نشوید. اتفاقی که افتاده را بپذیرید اما زندگی روزمره ی خود را پیرامون این اتفاق بنا نکنید.

 

 

توانایی خود را در برتری یافتن نسبت به این موقعیت دست کم نگیرید.

  • فکر کنید که برای حل این مشکل چه کاری از دست خودتان بر می آید. با خودتان در این قضیه صادق باشید. ممکن است گاهی ایده های خنده داری بتواند به شما برای تسکین این دردها کمک کند(مثلا تصور میکنید که یک جن را احضار کرده تا مریض شما را درمان کند و به خانه برگرداند).
  • کارهایی که نمیتوانید انجام دهید را درک کنید. در این مورد نیز با خودتان صادق باشید. هیچ کس کامل نیست و هیچ کس توانایی انجام همه کار را ندارد. اما این دلیل بر وجود ایراد نیست.

 

 

به کارهایی که میتوانید انجام دهید نگاه کنید و ببینید کدام یک از آنها منطقی است.

  • در مورد محدودیت های زمانی، پولی و مکانی فکر کنید.
  • در مورد چیزهایی که مایل به انجام آن هستید فکر کنید.
  • در مورد چیزهایی که برای هر مرحله ضروری است، مثل افراد و اجناس مورد نیاز فکر کنید.

 

 

برای کارهایی که میتوانید انجام دهید برنامه ریزی کنید.

  • برای این کار از قوانینی که معمولا در رسیدن به اهداف وضع میشود استفاده کنید.
  • در مورد زمان، مکان، چگونگی و چرایی کارها دقیق باشید.
  • طرح را با افرادی که به آنها اعتماد دارید و می توانند به شما کمک کنند به اشتراک بگذارید.

 

 

از طریق برنامه ریزی پیشروی کنید.

  • پله پله روی اهداف برنامه ریزی شده کار کنید.
  • در صورت لزوم برنامه ی خود را به روز رسانی کنید، با اضافه کردن یک پله یا کم کردن آن.

 

 

در صورت نیاز از دیگران کمک بگیرید.

  • اگر با خواهر و برادر یا والدین خود راحت هستید از آنها کمک بخواهید.
  • از دوستان خود بخواهید تا در جایی که به آنها نیاز دارید به شما کمک کنند.
  • به جای حمایت های سالم به سراغ اعتیاد به مواد مخدر، پرخوری، بازی های کامپیوتری و دیگر اعتیاد های ناسالم نروید. اینها باعث ایجاد مشکلات بلند مدت خواهد شد که در آینده از آن پشیمان خواهید شد.

 

 

زمان کافی برای گریه کردن در نظر بگیرید.

  • زمان و دوره های گریه متفاوت خواهد بود.
  • خودتان را در گریه و غصه غرق نکنید.

 

 

دیگر اعضای خانواده را دلداری بدهید و به آنها کمک کنید.

  • این کار به شکل موثری به آنها کمک خواهد کرد، خصوصا اگر جوانتر باشند.
  • این کار حتی به خود شما نیز میتواند کمک کند.

 

 

بنویسید یا هنر دیگری را برای نشان دادن این سختی ها استفاده کنید.

  • این کار میتواند به شما کمک کند که آنها را به خاطر داشته باشید ولی شما را افسرده نمیکند.
  • هنر و نویسندگی بسیار ارزشمند هستند.

 

 

اگر دیگران در حال مجادله هستند، جانبداری نکنید.

  • این کار باعث میشود یکی از طرفین احساس آزردگی و تنهایی کند و طرف دیگر خوشحال و راضی باشد.
  • این کار بسیار سختی است، به خصوص اگر نظر شما به یکی از طرفین نزدیکتر باشد.
  • سعی کنید نظر خود را طوری بیان کنید که کسی نسبت به دیگری احساس برتری و حقانیت بیشتری نکند.

 

 

اتفاقی که افتاده(یا خواهد افتاد) را قبول کنید و به زندگی خود ادامه دهید.

  • درصورت لزوم زندگی خود را با شرایط وفق دهید اما اجازه ندهید سختی ها کنترل زندگی شما را در دست بگیرند.
  • در صورتی که به آرامش روحی شما کمک میکند میتوانید به عزیزانی که شما را ترک کرده اند یا حتی از دنیا رفته اند نامه بنویسید.

 

نکات

  • به یاد داشته باشید که رفتار شما بر سایر افراد تاثیر می گذارد
  • چهره خوبی از خود نشان دهید اما اجازه دهید دوستان نزدیکتان چهره ی واقعی شما را ببینند.
  • اگر جزئیات بحران خانواده بایستی به صورت راز باقی بماند، از والدین خود بخواهید که آنرا با دوستتان درمیان بگذارید و از دوست خود نیز بخواهید که این مساله را برای کسی بازگو نکنند.

هشدارها

  • هرگز کسی را سرزنش نکنید. به احتمال زیاد کسی که از نظر شما مسئول این مشکلات است خودش نیز احساس ناراحتی و گناه میکند.
  • به خودتان تلقین نکنید که درد و دل کردن شما را ضعیف میکند. این تصور اشتباه است. همه ی افراد نیاز به دلگرمی دارند.

چطور یک تقویم بصری برای کودکان بسازیم

۱۰ خرداد ۱۳۹۷

 

تقویم بصری برای کودکان علاوه بر سرگرم کننده بودن، بسیار مفید نیز هست. آنها میتوانند در طول روز به این تقویم مراجعه کنند و اتفاقات پیش رو را پیشبینی کنند و برای آنها آماده شوند. همچنین ساختن یک تقویم بصری یک فعالیت گروهی مناسب برای شما و فرزندتان است.

 

مراحل

هفت ستون در یک قطعه کاغذ سفید رسم کنید. هر ستون برای هر روز هفته. برای اینکه خطوط صاف و به فواصل مساوی رسم شوند میتوانید از خطکش استفاده کنید.

 

 

ستون ها را بر اساس روزهای هفته نامگذاری کنید. میتوانید اسم روزها را خودتان بنویسید یا از استیکرهای آماده ی روزهای هفته استفاده کنید. البته فراموش نکنید که همه چیز را در ساده ترین حالت نگه دارید تا کودک بتواند به سادگی آنرا بخواند. تقویمی که با رنگ های بسیار زیاد و استیکر های فراوان پر شده باشد میتواند حواس پرتی ایجاد کند.

 

 

ستون ها را رنگ کنید رنگ کردن ستون ها فهم بصری تقویم را برای کودک آسان تر میکند. میتوانید در صورت تمایل از رنگ ها و ترتیب رنگین کمان استفاده کنید(قرمز، نارنجی، زرد، سبز، آبی، نیلی، بنفش یا صورتی). برای رنگ کردن میتوانید از مداد رنگی یا مداد شمعی استفاده کنید اما در انتخاب رنگ دقت کنید زیرا انتخاب رنگ های تیره باعث میشود نتوانید روی آنها بنویسید.

 

تقویم را جذابتر کنید این قسمت، بخش جالب این کاردستی است. شما می توانید تصاویر مرتبط با فعالیت های روز را از روزنامه ها و مجلات ببرید و یا از اینترنت دانلود کرده و پرینت کنید و آنها را در روزهای مربوطه بچسبانید. اگر چند کودک دارید باید اسم کودک را روی فعالیت های مربوط به آن اضافه کنید. این کار باعث میشود تا کودک فقط با یک نگاه تشخیص دهد که در آن روز چه اتفاقی انتظارش را میکشد. این روش تاثیر شگرفی بر تقویت یادگیری بصری کودکان نیز خواهد داشت. در این تقویم میتوانیدچیزهایی مثل برنامه های ورزشی مدرسه یا روزهای کتابخانه را نیز اضافه کنید.

ایده های زیر هم میتواند مفید باشد:

  • برای مثال، در روزهایی که کودک باید به مدرسه برود میتوانید بالای ستون آن روز واژه ی مدرسه را بنویسید یا عکس مدرسه را بچسبانید یا حتی از آرم مدرسه ی کودک استفاده کنید.
  • سپس می توانید تصاویر یا نشانه های مربوط به فعالیت های غیر درسی کودک را نیز اضافه کنید.
  • مثلا میتوانید عکسی از یک تپه لباس کثیف برای روزهای شستشو در تقویم بچسبانید.

 

 

این تقویم را در مکانی نصب کنید که به سادگی قابل مشاده باشد. میتوانید آنرا در اتاق بازی کودک یا آشپزخانه یا پذیرایی نصب کنید. فقط مطمئن باشید که همیشه در دید کودک قرار گیرد.

 

 

نماد هایی از کارهای معمولی و روزمره کودک را نیز در این تقویم اضافه کنید. مثلا میتوانید برنامه هایی مثل کتاب خواندن قبل از خواب، جمعه ها با مادربزرگ و یا هزاران برنامه ی دیگر را در این تقویم بگنجانید. مهمترین چیز این است که این تقویم را برای کودکان تا میتوانید جذاب کنید.

 

چگونه با قوانین خداوند ثروتمند شویم؟ | روانشناسی ثروت

۱۰ خرداد ۱۳۹۷

قوانین خداوند چه قوانینی است و چقدر در زندگی ما تاثیرگذارند؟

در حقیقت قوانین خدواند مهمترین قوانینی است که برای هدایت بشر در جهان حکمفرما شده است و این قوانین به دو بصورت فیزیکی و غیرفیزیکی هستند و هر دو حالت هم ثابتند و هم غیرقابل تغییر.

در حقیقت این قوانین مسیر زندگی را برای ما مشخص می کنند و اگر این قوانین تغییرپذیر بودند در نتیجه ما به عدالت خدواند شک می کردیم و ثبات انها سبب می شود که ما با انجام یک سری اعمال بتوانیم هم از لحاظ مالی و هم سایر جنبه های زندگی به بالاترین شرایط آرمانی دست یابیم.

قوانین فیزیکی

قوانین فیزیکی به قوانینی گفته می شود که ما بصورت ملموس و قابل لمس ان را درک و احساس می کینم.

مثلا اب در ۱۰۰ درجه سانتیگراد می جوشد و یا اب در صفر درجه سانتیگراد یخ می زند و این قانون همیشه ثابت است و هرگز تغییر نمی کند و ما ان را کاملا درک می کنیم.

و از این قوانین می توانیم برای موفقیت و ثروتمند شدن خود استفاده کنیم و می توانیم با انجام یک سری کارهایی روزانه و منظم، بتدریج به نتایجی بزرگی دست یابیم

قوانین متافیزیکی

برخی از قوانین خداوند متافیزیکی است و با چشم قابل رویت نیست و این قوانین هم ثابت و غیر قابل تغییرند.

مثلا بخشش مالی سبب افزایش روزی می شود چنین قوانینی با قوانین فیزیکی قابل بیان نیست و یک قانون متافیزیکی است که اثرات ان را در دنیای غیرمادی و متافیزیکی درک خواهیم کرد.

ایمان داشتن به قوانین متافیزیکی خداوند نسبت به قوانین فیزیکی سخت تر است چرا که افراد ان را با چشم مسلح بطور مستقیم مشاهده نمی کنند و برای انها قابل درک و پذیرش نیست و افرادی که از این قوانین تبعیت می کنند یعنی ایمان قوی تری دارند و می توانند ثروت بیشتری را بدست اورند ثروتی که پایدارتر است و محدودیت و پایانی برای ان وجود ندارد مثل حضرت سلیمان که از این نعمت فراوانی و ثروت بخوبی بهره مند شد.

آیه ای از عدم تغییرناپذیری قوانین خداوند

سُنَّهَ اللَّهِ فِی الَّذینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّهِ اللَّهِ تَبْدیلا

این سنت(قانون) خداوند در اقوام پیشین است و برای سنت الهی هیچ گونه تغییر نخواهی یافت (الاحزاب: آیه ۶۲)

همانطوری که در این ایه مطرح شده است قوانین خداوند تغییر نمی کند و همیشه ثابت است و ما می توانیم بر این قوانین متکی شویم و اقداماتی را انجام دهیم که هم در این دنیا و هم در ان دنیا به خواسته های مورد نظرمان دست یابیم.

ما از کدام قوانین خداوند استفاده کنیم تا ثروتمند شویم؟

برای ثروتمند شدن می بایست از هر دو قوانین استفاده کنیم تا به خواسته های مادی وحتی غیر مادی خود دست یابیم

قوانین فیزیکی هم مهم هستند و اگر انها را نادیده بگیریم نتایج ما قابل توجه نخواهد بود و قوانین متافیزیکی هم بسیار قدرتمندند و استفاده از انها ما را بالاترین مقام بشری خواهد رساند هم از لحاظ معنوی و هم مادی.

چرا ثروتمند شدن امری ضروری است؟

بارها در کتاب قران به افرادی که برای تامین هزینه های خانواده خود تلاش می کنند اشاره شده است و پاداشهایی برای انها در نظر گرفته شده است

پیامبران و ائمه هم ثروتمند بودند و ما چون اطلاعات اشتباهی را دریافت کردیم فکر می کنیم همه انها در فقر بسر می بردند، حال انکه این طور نیست

شاید انها ساده زیست بوده باشند که الان هم برخی از ثروتمندترین افراد هم بدین گونه اند ولی توانایی خلق ثروت را داشته اند

اینگونه نبوده که برای کسب درامد بیشتر تلاشی صورت ندهند بلکه بیش از چندین فرد عادی کار می کردند و درامد کسب می کردند حال انکه درامد خود در راه کمک به دیگران صرف می کردند یک موضوع دیگری است و نشان از بخشش انها دارد و نشان نمی دهد که انها در فقر بسر می برند و باید بتوانیم این دیدگاه را اصلاح کنیم تا ذهن ناخوداگاه ما بپذیرد که توانایی خلق ثروت را دارد.

قوانین خداوند برای ثروتمند شدن ما کدامند؟

در این مقاله به برخی از این قوانین اشاره می کنیم که امیدواریم برای شما مفید باشد

۱- قانون سپاسگزاری

یکی از قدرتمندترین قوانین خداوند سپاسگزاری است افرادی که سپاسگزار هستند معمولا درامد بیشتری دارند مشتریان بیشتری دارند و افراد از انها رضایت بیشتری دارند این افراد معمولا از زندگی رضایت بیشتری دارند.

حال شاید این سوال برای شما پیش اید که من هر روز سپاسگزاری می کنم پس چرا شرایط مالی ام بهتر نمی شود؟

این موضوع چند دلیل می تواند داشته باشد یکی اینکه سپاسگزای ما عمیق و از روی نیت خالص نیست ما سپاسگزاری می کنیم تا بدست اوریم، کمتر فردی است که از سر شوق سپاسگزاری کند و به خاطر همین داشته خود هم در زمان شادی و هم غم سپاسگزار باشد معمولا افراد در زمان شادی خداوند را فراموش می کنند و زمانی که به مشکلی برخوردند از خدواند کمک می خواهند و حتی در ان زمان هم به اندازه کافی سپاسگزار نیستند.

خیلی مهم است که ما روزانه سپاسگزار باشیم و چه حال ما خوب بود و چه بد، در هر دو حالت سپاسگزار باشیم

آیه ای در خصوص سپاسگزاری

لَئِنْ شَکَرْتُمْ لأزِیدَنَّکُمْ (ابراهیم/۷ )

شکر نعمت، نعمتت افزون کند؛ کفر نعمت، از کفت بیرون رود

این ایه صراحتا نشان می دهد که اگر برای نعمتها و داشته های کنونی مان شکرگزار باشیم نعمتهای بیشتری به ما داده خواهد شد و برعکس اگر انها را بی اهمیت جلوه دهیم همان داشته ها را هم از دست خواهیم داد.

چرا باید در زمانی که در شرایط بدی هستیم باز هم سپاسگزار باشیم؟

بگذارید خاطره ای برایتان نقل کنم که چگونه من در شرایط سختی قرار گرفتم و سپاسگزار شدم و نتایج کاملا به نفع من تغییر کرد.

سالها پیش بود که من سمینار و دوره های را برای برخی موسسات و دانشجویان برگزار می کردم و در قبال آن پولی دریافت می کردم که مقداری از شرایط کارمندی بهتر بود.

زمانی که من روی باورهای خودم کار می کردم بتدریج ایده های زیادی رو دریافت می کردم پیشنهادات کاری من بیشتر و بیشتر می شد تا اینکه با افراد زیادی اشنا شدم و شروع به انجام پروژه هایی برای اهدافم کردم.

چگونه در این دوره ها درامدم افزایش یافت؟

من چون در مدار درستی بودم روی باورهای خودم کار می کردم بتدریج ایده هایی را دریافت کردم که با اجرای چند ایده ساده درامدم خیلی سریع افزایش یافت

شرایط خیلی خوب پیش می رفت و طبق پیش بینی هایی که کرده بودیم بزودی پول زیادی را بدست خواهیم اورد چرا که ایده ها را بخوبی اجرا کرده بودیم و روز بروز شرایط کاری ما بهتر می شد تا اینکه اتفاقی افتاد که تمام برنامه های ما را به هم زد و هر رویایی که در این شغل برای خود تصور کردیم در یک روز یکدفعه از بین رفت.

چه اتفاقی تمام رویاهای ما را یک روزه از بین برد؟

ما چند ماهی برای ان موسسات کار می کردیم و بخشی از دوره ها را رو با موفقیت برگزار می کردیم و به درامد خوبی دست یافتیم و تا یکسال بعد برنامه داشتیم که درامد خوبی را از این پروژه کسب کنیم تا اینکه یک روز بعداظهر بود که رئیس اون موسسه با من تماس گرفت و گفت که دوره ها را متوقف کنید و دست از کار بکشید.

خیلی شوکه شدم این همه برنامه ریزی کرده بودیم که پول خوبی را از این دوره ها بدست اوریم و ضمن اینکه اعتبار خوبی کسب می کردیم تجربه خوبی بدست می اوردیم و یک سابقه کاری خوب در یک منطقه جدید بود که کسب می کردیم و برای پول ان چه برنامه ریزی کرده بودیم و همه انها در یک ساعت از بین رفت.

چرا این اتفاق رخ داد؟

قضیه این بود که معمولا قرارداد ما با مرکز مشاوره  برای دو سال تمدید می کردند و چون با این مرکز بخوبی کار می کرد این انتظار بیشتر بود و تقریبا مطمین بودیم این اتفاق نمی افتد ولی ناگهان قانون تغییر کرد(قانون افراد که معمولا تغییر می کند) و با فرد دیگری قرار داد بستند.

در نتیجه این دوره ها به فرد دیگری داده شد که مراجعان خودش را هم داشت که کار را انجام دهند و ما به همین راحتی برنامه هایمان به هم ریخت.

ایا من پس از این اتفاق خیلی ناامید شدم و کاری انجام ندادم؟

خیر اینطور نبود از انجا که با قوانین خداوند اشنا بودم و داشتم روی باورهای خودم کار می کردم ومی دانستم خدواند هیچ اتفاقی را به ضرر من رقم نخواهد زد به خودم گفتم که هر اتفاقی بیافتد به نفع من است و اگر من در این شرایط ایمان خود را حفظ نکنم و خودم را ببازم مثل افراد معمولی جامعه عمل خواهم کرد و در نتیجه هم این موقعیت از دستم رفته بود و هم بیکار می شدم و هم موقعیتهای دیگر را از دست می دادم چون وارد فرکانس منفی و احساس منفی می شدم و همین نکته سبب می شد موقعیتهای دیگر را نبینم.

پس ناامید نشدم و احساسم را همچنان مثبت نگه داشتم و به خودم گفتم بزودی اتفاقات خوبی در انتظار من است البته که در یک ساعت اول شوکه شده بودم و خیلی هم ناراحت شدم ولی رعایت قانون سبب شد خیلی سریع احساسم را مثبت کنم کاری که اغلب افراد انجام نمی دهند.

فکر می کنید پس از کنترل ذهن و تمرکزم روی موارد مثبت چه اتفاقی برایم افتاد؟

من ان روز به خانه رفتم و حتی در خصوص اینکه از کار بیکار شدم صحبت نکردم و با کسی بحث نکردم و احساسم را کنترل کردم خیلی جالب بود ۲ روز بیشتر نگذشته بود که از سمت مدیر اداره ای که من برای ان کار می کردم تماسی دریافت کردم که به دفتر من مراجعه کنید که خبری برای شما دارم ومن فکر می کردم چه خبری دارد و معمولا مدیر این اداره در این مدت ارتباط خیلی کمی با هم داشتیم و خلاصه همان روز به دفتر این مدیر مراجعه کردم.

بنظر شما مدیر با من چکار داشت؟

خیلی جالب بود و اتفاقی افتاد که بکلی من را حیرت زده کرد اتفاقی که که فهمیدم قوانین خدواند همیشه بدرستی عمل می کنند اگر ایمان خود را در شرایط به ظاهر سخت حفظ کنیم.

مدیر ان اداره به من پیشنهاد داد که به دفتر مرکزی که بر کل این مناطق نظارت داشت مراجعه کنم و من را به مدیر درانجا معرفی کرد که قرار شد یک قرارداد جدیدی با من بسته شود قراردادی که از همه لحاظ از قرارداد قبلی با موسسه قبلی شرایط بسیار بهتری داشت.

و این رو مدیون استفاده از قوانین خدواند و مثبت نگه داشتن احساسم در ان لحظه می دانستم.

چرا این اتفاقات خوب برای من رخ داد؟

به جرات می توانم بگویم که اگر چند سال قبل تر این شرایط برای من پیش می امد و از کار بیکار می شدم مدت زیادی نگران می شدم و در نتیجه این فرصتهای طلایی از دست می رفت ولی استفاده از قوانین خداوند که ثابت و غیرقابل تغییرند سبب اتفاقاتی شد که خود من را هم حیرت زده کرد و باعث شد که به قدرت خدواند بیشتر پی ببرم.

و این به خاطر این بود که بدانیم که در دل هر سختی اسانی است و اگر خودمان را نبازیم موفقیت در دل همان سختی های زندگی است و این درسی بود که من از این اتفاق گرفتم و فهمیدم در هر شرایطی می بایست سپاسگزار نعمتهای خداوندی بود که ما را از وجود خودش خلق کرده و قادر به انجام هر کاری است حتی اگر به نظر ما غیر ممکن به نظر رسد.

آیه معروف در خصوص شرایط سخت

إِنَّ مَعَ العُسرِ یُسرًا﴿۶﴾

مسلما با (هر) سختی آسانی است. (سوره الشرح آیه ۶)

این ایه نشان می دهد در دل هر سختی اسانی است برخی ها به اشتباه تصور می کنند پس از هر سختی اسانی است و باید ان سختی را تحمل کنند درحالیکه کافی است به جای تحمل کردن، حتی احساس شما در همان لحظه مثبت باشد و اگاه باشید که طبق قوانین خداوند که هرگز تغییر نمی کند ایمان داشته باشید در دل همان سختی اسانی است و بزودی ان را درک خواهی کرد اگر به این حقیقت برسید که کار ساده ای هم نیست ان زمان است که به بتدریج توانسته اید قوانین خدواند را درک کنید و ان زمان است که اتفاقات خوب یکی پس از دیگری برایتان رخ خواهد داد.

۲- بخشش یکی دیگر از قوانین خداوند است

دومین مورد از قوانین خداوند قانون بخشیدن است این بعد از بخش متافیزیکی ادمهاست و شاید با قوانین فیزیک نتوانید ان را اثبات کنید ولی این قانون وجود دارد و تغییر نمی کند.

فردی می بخشد که باور کند این قانون بخوبی کار می کند و چندین برابر انرا بزودی خواهد ستاند

اکثر افراد با اینکه این قانون را تا حدی می دانند ولی انرا اجرا نمی کنند چون به اندازه کافی ایمان ندارند

تنها زمانی این قانون عمل خواهد کرد که کوچکترین شک و تردیدی نسبت یه این قانون نداشته باشید و با اطیمنان کامل و از روی نیت خالص ببخشید و خواهی دید هم در دنیا و هم در اخرت ان را خواهی ستاند.

پس چرا افراد باز هم نمی بخشند؟

خداوند در قران می فرمایید من فقط می دانم ادمها را چگونه افریدم و می دانم خیلی از انها از قوانین تبعیت نخواهند کرد به همین دلیل است در قران بارها به عذاب اشاره شده است چون ذهن انسان فقط دنبال منفعت خویش است و اگر و گمراه است و اگر روی خودمان کار نکنیم و ایمانمان را تقویت نکنیم مطمینا این قوانین را نادیده گرفته و در نتیجه قوانین هم برای اینگونه افراد جواب نخواهد داد.

۳- قانون توحید سومین مورد از قوانین خداوند

یکی از مهمترین قوانین خداوند قانون توحید است یعنی اعتقاد به یگانگی خدواند

اعتقاد به اینکه تنها او پروردگار جهانیان است و تنها او را بپرستیم و از او یاری بجوییم

این موضوع بسیار اهمیت دارد و کمتر فردی است که در عمل و باطن به این موضوع عمل کند

وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا نُوحِی إِلَیْهِ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ (آیه ۲۵ سوره انبیا)

ما پیش از تو هیچ پیامبری نفرستادیم مگر اینکه به او وحی کردیم که معبودی جز من نیست فقط مرا عبادت کنید.

این ایه نشان می دهد که تنها معبودی که شایسته پرستش است خداوند است

آیا انسانها قانون توحید و یگانگی خدواند را باور دارند؟

اگر این سوال را از اغلب افراد بپرسید احتمال اینکه جواب بله را بشنوید زیاد است اما ایا در حقیقت زندگی ما این موضوع مشاهده می شود یا اینکه ما فقط در سخن این کلام را بر زمان می اوریم؟

به شما قول می دهم اغلب افراد فقط در کلامشان خدواند را یکتا می دانند و او را به عنوان پروردگار و رب جهانیان قبول دارند.

از کجا بدانیم که ایا قانون توحید خداوند را باور داریم یا نه؟

براحتی می توانیم تشخیص دهیم که ایا ما یگانگی خداوند را باور می کنیم یا خیر

وقتی ما در شرایط سخت قرار می گیریم و انتظار کمک از دیگران را داریم بدون اینکه باور داشته باشیم این خداوند است که توسط افراد در ان شرایط کمک میکند یعنی ما یگانگی خدواند را عملا باور نداریم

وقتی بیکاریم و دنبال کار نمی رویم و انتظار داریم فردی بیایید و دست ما را بگیرید و ما را استخدام کند یعنی یگانگی خداوند را باور نداریم و به نیروی خود که جزیی از خداوند است باور نداریم و انتظار کمک صدرصدی از دیگران داریم.

وقتی می خواهیم کسب وکاری را شروع کنیم ولی می ترسیم که شاید در مسیر شکست بخوریم و پولمان از دست برود و شاید از عهده کار برنیاییم و فردی نیست که در مسیر به ما کمک کند یعنی یگانگی خداوند را باورنمی کنیم

وقتی مدام نگرانیم و اضطراب داریم که چرا خواسته ما براورده نمی شود یعنی به قانون توحید خداوند باور نداریم که فقط اوست که دلها را ارام می کند و می تواند خواسته ما را براورده کند

و وقتی هر فرد دیگری را مقصر نرسیدن به خواسته های خود می دانیم یا انتظار صدرصدی کمک از طرف دیگران را داریم و خداوند را به عنوان رب و محقق کننده خواسته ها خود باور نداریم باز به قانون توحید باور نداریم

پس همانطور که مشخص شد در ابتدا همه فکر می کنند قانون توحید خداوند را باور دارند حال دیدیم که در اغلب مواقع ما یگانگی خدواند را باور نداریم چون شاد نیستیم و نگرانیم

زمانی ما شاد خواهیم بود و دلهره نخواهیم داشت که توحید و ربوبیت خداوند را باور کنیم و درک کنیم که تنها خداوند است که تعیین کننده نهایی است و اگر از او کمک بخواهیم و خودمان با این باور قدم در مسیر خواسته ها برداریم مطینا به اهدافمان دست خواهیم یافت

چه نیرویی قدرتمندتر از نیروی خداوند وجود دارد که می تواند به ما کمک کند که به اهدافمان دست یابیم

داشتن باور به یگانگی خداوند امری ساده نیست و نیاز دارد هر روز روی خودمان کار کنیم هر روز از قدرتهای خداوند اگاه باشیم ان زمان است که خدواند هر انچه که بخواهیم را برای ما براورده خواهد ساخت.

شاد و سربلند باشید

دوستدارتان محمد جانبلاغی

آیا این مطالب جدید را مطالعه کرده اید؟

بدترین حبس، حبس احساسات است | رهایی از زندان افکار

۹ خرداد ۱۳۹۷

به نام خدای بخشنده و مهربان

  تعداد نمایش : ۵

نقش احساسات در زندگی

تا حالا به احساسات خود توجه کرده اید؟ آیا می دانید احساسات چیست؟

احساسات مجموعه­ ای از حالات هر فرد را تشکیل می دهد. مانند: خشم، تنفر، شادی، عشق، اندوه، آرزو، ترس و غیره.

در واقع احساسات کمک می کند که افراد با هم ارتباط برقرار کنند. احساسات بیانگر وضعیت روانی افراد است. احساسات می توانند بر فیزیولوژیکی بدن تاثیر گذارند. می توانند باعث افزایش یا کاهش آنها شود. حتی می توانند روی فکر و رفتار تاثیرات منفی یا مثبت داشته باشند.

منشا احساسات

تصور این که احساسات از افکار به وجود می آیند کاملا اشتباه است. تنها فکر یا توجه کردن به موضوع نیست که احساسات را تعیین میکند. یک طنز پرداز یا کمدین می تواند داستان غم انگیز را به صورت طنز خنده دار تعریف کند و بالعکس.

آنها می توانند کاری کنند که ما به موضوعات غم انگیز فکر کنیم و با احساسات شاد به آنها بخندیم.خیلی اوقات هم فکر کردن به موضوعات غم انگیز اصلا خنده دار نیست.

با این اوصاف چیزی فراتر از افکار هستند که احساسات را تعیین می کند.

حبس احساسات

تا حالا به این عبارات دقت کرده اید.«مرد که گریه نمی‌کند!»، «گریه نکن طوری نشده که!»، «اینکه ناراحتی ندارد!»، « عصبانی نشو! خشم خوب نیست!».

آیا نشان دادن احساسات اشتباه است؟ آیا همیشه تودار بودن و ملاحظه کردن خوب است؟ پنهان کردن خود واقعی درست است؟

مفهوم حبس احساسات، یعنی نادیده گرفتن خود.

اگر دائم احساسات را از دیگران پنهان کنیم، نسبت به خود بیگانه تر می شویم. یکی از بهترین راه های خودشناسی، افشای دنیای خود است.

تا وقتی که از دنیای خود آگاه نباشیم، روابط سالمی نخواهیم داشت. احساسات را باید بروز داد تا اعتمادسازی و صمیمیت ایجاد شود. بهترین راه برای بروز احساسات، اینکه در قالب کلام بیان شود. ابراز احساسات درست، به کلمات درست و واضح نیاز دارد.

شما در این باره چه دیدگاهی دارید…؟

دوستدارتان رواندرمانگر محمد جانبلاغی

آیا این مطالب جدید را مطالعه کرده اید؟

انسان محافظه کار محکوم به داشتن خود متعصب است

۹ خرداد ۱۳۹۷

به نام خدای بخشنده و مهربان

  تعداد نمایش : ۳

تعریف متعصب :

به باور وینستون چرچیل: «متعصب کسی است که نمی‌تواند نظر خود را تغییر دهد یا موضوع را عوض کند».

متعصب، استانداردهای بسیار سخت و سفت و آستانه تحمل پایین برای آرا و نظرهای مخالف دارد. در زبان لاتین تعصب افراطی را “fanatisme” بیان می کنند. کسی فقط خود را بر حق و درست می داند. هر ارجحیتی را برای دیگران ممنوع می کند ولو مشروع و درست باشد. چنین افرادی سخت جزم اندیش و خطرناک خواهند بود.

تعریف محافظه کار:

محافظه کاری یعنی تمایل به حفظ چیزها همان گونه که هستند. افراد محافظه کار کسانی هستند که نمی توانی بفهمی وقتی حرفی را میزنند درونشان چقدر با آن حرف مطابقت دارد. افراد محافظه کار کسانی نیستند که رنگ عوض کنند. این افراد صرفا دوست دارند خیلی از چیزها را پنهان کنند.

شجاعت گفتن موضوعات خویش را در جمع ندارند. پذیرای تفکر انتقادی نیستند. محافظه کاری نقطه مقابل جرات ورزی می باشد. بی جراتی این افراد ناشی ترس از کنار گذاشته شدن، طرد اجتماعی، مسخره شدن و تنها ماندن است.

رابطه ی بین محافظه کاری با خود متعصبی:

افراد محافظه کار جرات اعتماد به خویشتن با قبول محدودیت شخصی را ندارند. این افراد در رابطه خود با دیگران شجاعت خطر کردن را ندارند. فاقد رابطه صمیمی خواهند بود .

چرا که به گفته ی رولو می صمیمیت نیازمند شجاعت است. وقتی رفتار کسی برای تعریف و تمجید دیگران باشد آن رفتار معرف ضعف و بزدلی صاحب رفتار است.

خود متعصب بودن به نوعی جزم اندیشی نسبت به خویش است.و فقط به خاطر حفظ خود در جمع است.وقتی نتوانیم برای احساس و فکر و بدن خویش ارزش و احترام قائل شویم،و جرات بیان حالات آنها را با دیگران نداشته باشیم،محکوم به خود متعصبی هستیم،چرا که دیگران را به دلیل عدم پذیرش تنهایی و احساس تهی بودن نسبت به خود ارجح تر دانسته ایم.

رواندرمانگر محمد جانبلاغی

آیا این مطالب جدید را مطالعه کرده اید؟

چطور با شرایطی که پدر یا مادر در بستر بیماری شدید هستند کنار بیاییم

۹ خرداد ۱۳۹۷

مهم نیست چند سالتان است. دیدن پدر و مادر در بستر بیماری شدید در بیمارستان همیشه استرس زا و ناراحت کننده است. در این وضعیت شما احساس درماندگی میکنید زیرا آنها را درمانده و آسیب پذیر میبینید. این مقاله به این امید نوشته شده است که بتواند راه هایی به شما ارائه دهد که آسان تر با چنین وضعیتی خو بگیرید.

 

مراحل

بین عیادت ها خودتان را آرام کنید. رفتن به پیاده روی یا حتی یک دویدن ساده میتواند ذهن شما را پاک کند. ورزش به آزادسازی اندورفین در بدن کمک میکند که باعث میشود احساس آرامش-یا حتی خوشحالی- کنید.

 

 

به طور منظم غذا بخورید غذا را فراموش نکنید. شما باید از خودتان مراقبت کنید تا انرژی لازم برای مراقبت از عزیزانتان را داشته باشید و از لحاظ عاطفی دچار مشکل نشوید. غذاهای شیرین مانند شکلات به شما کمک میکند با استرس و شوک کنار بیایید درعین حال غذاهای سوپ مانند سیستم ایمنی شما را تقویت میکنند. با سر زدن مداوم به بیمارستان احتمال بیمار شدن وجود دارد، پس قوی باشید.

 

 

از این زمان برای درک رابطه ای که با والدین داشتید استفاده کنید. ممکن است اکنون که والدین شما مریض و ناتوان شده اند، شما مجبور شوید نقش یک بزرگتر را برای آنها ایفا کنید، همانطور که آنها زمان کودکی و آسیب پذیری شما این نقش را داشتند. پس این کار را بکنید و صبور باشید، پاداش آن ایجاد پیوند قوی تری بین شما و آنها خواهد بود.

 

 

با یکی از اعضای خانواده یا دوستی که وضعیت شما را درک میکند به عیادت بیمار خود بروید. برای حمایت آنها از شما. درصورت لزوم هم میتوانید از آنها بخواهید مدتی با والدین خود تنها باشید، چون بعضی افراد اینطور راحت تر هستند.

 

 

بنویسید. نوشتن افکار و احساسات بخش مهمی از برخورد با این موقعیت است. اگر احساساتتان را به این شیوه ی مفید بروز ندهید، ممکن است آنها را سر شخص دیگری خالی کنید که اصلا کمکی به شما یا آن فرد نخواهد کرد. پس فقط برای این هدف نوشتن خاطرات را شروع کنید و بعدا تصمیم بگیرید آیا مایل هستید این نوشته ها را با خانواده یا والدین به اشتراک بگذارید یا خیر.

 

 

جمع خوبی دور خود تشکیل دهید اطرافتان را با افرادی که شما را درک میکنند و به شما اهمیت میدهند پر کنید. برای غذا خوردن بیرون بروید، گاهی اوقات خودتان غذا بپزید، با دوستان چای و قهوه بخورید و در صورت امکان کارهای گروهی انجام دهید. اما اگر نیاز به تنها بودن داشتید نیز نترسید، مدتی تنها باشید اما مواظب باشید که گوشه نشین و منزوی نشوید که این کار وضعیت عاطفی شکننده ی شما را بدتر خواهد کرد.

 

 

با خودتان مهربان باشید.  شما ممکن است چندین ساعت در بیمارستان بمانید. هوای بیمارستان خشک است پس آب کافی مصرف کنید تا بدنتان دچار کم آبی نشود. گهگاهی به قدم زدن اطراف بیمارستان بپردازید. اگر با خانواده به ملاقات بیمار میروید، برنامه ای را تنظیم کنید که هرکس زمان کافی برای استراحت داشته باشد.

 

 

اطلاعات بدست بیاورید. درباره بیماری والدین خود مطلب بخوانید و ببینید که مرحله بعدی فرایند چه چیزی ممکن است باشد و برای چیزی که احتمال دارد پیش بیاید آماده باشید. تا جایی که میتوانید به آنها بگویید که دوستشان دارید.

 

 

شما ممکن است مجبور به لغو بسیاری از قرار های ملاقات خود شوید. سعی کنید احساس سرخوردگی به شما دست ندهد و به این فکر کنید که آنها نیز در زمان کودکی شما قرارهای بسیاری را برای مراقبت از شما از دست داده اند. این کار به شما کمک میکند احساس خوبی پیدا کنید و درک کنید که آنها چقدر همیشه شما را دوست داشته اند.

 

 

دعا کنید مهم نیست که مذهب شما چیست – یا اصلا دین دارید یا نه. این یک دردودل با کسی بزرگتر از خودتان است که میتواند خدا/ خدایان/ الهه ها و یا حتی خود کائنات باشد. این کار به شما کمک میکند که ساده تر از این شرایط سخت عبور کنید.

  • امید داشته باشید، گاهی اوقات بهترین چیزی که دارید امید است.

 

 

اگر با این کار مشکلی ندارید (برای بعضی افراد سخت است)، مرتب به والدین خود سر بزنید و با آنها صحبت کنید. آنها می توانند اتفاقاتی که می افتند را به شما توضیح دهند و برای شما اطمینان ایجادکنند.

 

 

گریه کنید گریه پاک کننده است و به آزاد کردن احساسات انباشته شده کمک میکند. پس نترسید و  به اشک ها اجازه ی سرازیر شدن بدهید. اطرافیان، شما را درک میکنند.

 

 

با پزشک یا پرستار پدر و مادرتان صحبت کنید. آنها در مورد درمان هایی که انجام می شوند شما را مطلع میکنند و به سوالاتی که ممکن است داشته باشید پاسخ میدهند.

 

 

اگر بیماری شدید است و شما مراقب اصلی هستید، پس برای اینکار باید آماده باشید. بنابراین، همیشه یک دفترچه و خودکار داشته باشید و مراقبت های لازم و دستور دارو ها و زمان استفاده ی آنها را یادداشت کنید، زیرا ممکن است بعدا پزشک اقداماتی که انجام شده است را از شما بخواهد.

 

 

مثبت بمانید در این وضعیت، باید تا میتوانید باروحیه باقی بمانید. والدین شما ممکن است با دیدن مسئولیتی که به دوش شما گذاشته اند احساس ناراحتی و خجالت کنند. به یاد داشته باشید آنها به این وضعیت عادت ندارند زیرا یک عمر آنها مسئولیت کارهای شما را به دوش داشته اند. پس با روحیه باشید و این به آنها کمک میکند کمی از نگرانی هایشان کاسته شود. کمترین فایده ی مثبت ماندن این است که اندکی از نگرانی و ترس و استرس خودتان کم خواهد کرد.

 

 

برای آنچه که ممکن است در پیش رو باشد آماده باشید. آمادگی داشته باشید، اما تسلیم نشوید. متاسفانه هیچ چیز نمیتواند شما را برای بدتر شدن وضعیت عزیزتان آماده کند اما با این وجود، آماده بودن باعث میشود که درصورت رخداد واقعه ای ناخوشاند، استرس بسیار کمتری برای شما و اطرافیانتان به وجود آید.

 

نکات

  • در سکوت رنج نبرید. با کسی که به او اعتماد دارید دردودل کنید و اگر نیاز دارید با مشاور صحبت کنید.
  • در صورت نیاز با یک درمانگر صحبت کنید.اجازه ندهید این اتفاقات زندگی شما را از هم بپاشد.
  • برای خودتان دلسوزی نکند. سعی کنید روی آنچه والدین بیمارتان را خوشحال میکند تمرکز کنید و آنرا به تنهایی انجام دهید. این کار میتواند کمک به خواهر و برادرهایتان و یا دوستان و آشنایان پدر و مادرتان باشد. پدر و مادرتان از این که کارهای ناتمام آنها را انجام میدهید خوشحال خواهند شد و در نتیجه روز به روز احساس بهتری پیدا خواهند کرد.
  • اگر خواهر و برادر کوچکتر دارید، سوالات آنها را به نحوی که باعث وحشتنشان نشود پاسخ دهید.

هشدارها

  • همیشه برای وضعیت پیش رو آماده باشید. کهاگر چیزی اتفاق افتاد، آمادگی اش را داشته باشید.

 



تمام حقوق قالب و محتوای سایت محفوظ است و هرگونه کپی برداری غیر قانونی و بدون اجازه از سایت پیگرد قانونی دارد
طراحی و بهینه سازی : بک لینک | علی بی زد